محمود نجم آبادى
82
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
اختلاط و امتزاج آنها با يكديگر مجموعه طب ايران را تشكيل داده است . بديهى است طب اقوام مجاور نمىتوانسته در يكديگر بىاثر باشد ، ايران نيز از اين موضوع مستثنى نبوده است ، منتهى ميزان اثر دانش پزشكى اقوام بر روى يكديگر را بايد با تجزيه و تحليل تاريخ پزشكى اقوام روشن نمود . ما اميدواريم طى اين قسمت تا آنجا كه ممكن شود متدرجا اين موضوع را روشن نمائيم . اينك بدين مقدمه مختصر اضافه مىنمائيم : كه در دوران ايران باستان ( قبل از هخامنشى ) و دوران زرتشت پيغمبر ايران باستان در قوم آريائى افسانهها و حكايات فراوانى درباره طب و طبابت و اطباء وجود دارد كه از نظر آنكه منابع و مآخذ طب ايران بيشتر روشن گردد بدانها نيز خواهيم پرداخت . همانطور كه در ابتداى اين قسمت مختصرى از طب كشورها و اقوام همسايه كشورمان نگاشته شد ، تمام آنها آثارى بر روى طب ايران گذاردهاند ، كه متدرجا در قسمتهاى مختلفه طب كشورمان خواهيم ديد . اگر در ابتداى قسمت اول كتاب شمهاى از طب اقوام و ملل و كشورهاى مجاور ايران بيان گرديد ، بيشتر از آن نظر بود كه ضمن تشريح و توصيف طب ايرانزمين در اغلب موضوعات به طب آنان برخورد مىگردد ، بدين معنى موضوعات اقتباسى كه از طب اقوام و كشورهاى مجاور در ايران به عمل آمده است روشن شود . از خلال صحائف تاريخ چنين مستفاد مىگردد كه مهاجرت قوم آريائى به سرزمين ايران و سكونت در آن در حقيقت ابتداى تاريخ طب كشور ما مىباشد ، و اين نكته در اوستا در تواريخ مورخين مشرق و مغرب آمده كه در ضمن نگارش قسمتهاى مختلفه طب