محمود نجم آبادى

24

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

داشتند ، اثر و نيروى ستارگان و نجوم را در اعمال و رفتار بيماريها دخيل مىدانستند و به تفال ( فال نيك ) و تطير ( فال و عاقبت بد ) اعتقاد كامل داشتند و بسيارى از اعداد به‌مانند هفت و امثال آنها نزد آنها خطرناك تلقى مىگرديده است . پس از غلبه آشوريان بر بابليان ، ميراث طب بابلى به آشور انتقال يافت و مقدار زيادى از متون قديم آشورى كه اكنون در دست است با نسخه‌هائى چند از آن دوران بيادگار مانده ، همانطور كه در - پاپيروس‌هاى مصرى از آنها متذكر گرديديم . مثلا اگر شخص مبتلى به جرب و خارش سر بود گوگرد را سائيده در روغن سرو مخلوط نموده به سر مىماليدند . بعلاوه براى درمان جرب ورد و افسون نيز مىخواندند . از اين دو دستور چنين مستفاد مىگردد ، كه درمان و افسون و اوراد و طلسم در طب آشورى دخالت داشته و طلسمهائى براى چشم درد بوده است . در مورد بيمارستان آثارى از بقاياى تمدن آشورى ديده نمىشود كه بتوان بدان قانع شد كه بيمارستانى يا بيمارستانهائى در اين سرزمين وجود داشته ، اما درباره پرستارى و پرستاران از آن به صورتى صحبت گرديده است . ( قسمت اعظم اطلاعات بالا در متون كهنه و قديمى كه با خط ميخى بر روى الواح گلى حك شده است اكنون در موزه بريتانيا مىباشد ) . 4 - در چين و خاور دور بد نيست چند كلمه بسيار مختصر درباره چين و خاور دور گفته شود و پس از آن