محمود نجم آبادى
18
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
كار طبابت استعمال مىنمودند . در جراحى با تخماق مخصوص ، نقطه معينى را از سر مىزدند ، بهطورى كه شكافى به استخوان وارد نشود ولى بيمار بيحس گردد و ازاينرو مىتوان گفت غير از ايرانيان كه به وسيله شراب به بيمار بيهوشى مىدادند مصريها نيز درباره بيهوشى و بيحسى بىنصيب نبودند . اعمال جراحى در آن دوران صرفا براى شكافهاى استخوانى بود . و هيچگاه داخلى نبوده است . در اسنادى كه بدست آمده است از درمان و معالجات جراحى صحبت شده است و غير از آنها از دامپزشكى نيز گفتگو مىنمايد . مصريها براى قلع ماده صبح زود به موضع روغن مىماليدند و براى جلوگيرى از زحمت و آزار مژگان به چشم كندر و خون مارمولك و خون خفاش استعمال مىنمودند . آنچه مسلم است مصريها در پزشكى ماهر و دقيق بودهاند ( به نسبت دوران ) . همر شاعر بزرگ يونانى در كتاب خود " اديسه " به داروهاى مصرى اشاره مىنمايد . هرودت گويد : كه مصريان براى هر قسمت طبيب جداگانه داشتند او مىگويد كورش پادشاه قديم ايران ( وفات 529 ق . م ) در دربار خود ماهرترين چشمپزشكان را استخدام نموده همچنين داريوش بزرگ ( 548 - 521 ) از اطباء ماهر مصرى در دربارش استفادات نموده است . معالجات معمولا در منازل صورت مىگرفته و در خارج از منزل فقط در معابد اين امر انجام مىيافت و بدينترتيب طب با معابد بسيار توأم بوده است و عموما پزشكان از طبقه كشيشها بودهاند و اين امر قبل از يونانيان و ظهور بقراط كه توانست