محمود نجم آبادى

مقدمه چاپ اول و دوم 1

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

الف به نام خداوند جان و خرد مقدمه چاپ اول كتاب حمد و سپاس خداوندى را سزاست كه شيرينى شربت حيات را به بندگان خود عنايت فرمود و آنكه از نيستى آدمى را به عرصه هستى آورد و به حكم " خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ " از آبى ناچيز وجود انسان را ساخته و پرداخته گردانيد . چنين گويد : راقم سطور دكتر محمود نجم‌آبادى فرزند مرحوم مرتضى نجم‌آبادى رحمه اللّه عليه از اوان تحصيل علم طب پيوسته شائق بودم ، كه تاريخ طب كشورمان را تقديم همكاران و طالبين آن نمايم . از بيست و اند سال قبل در اين راه قدم گذاردم و آنچه ممكن بود از خرمن دانش پيشينيان اندوخته نمودم و پيوسته مايل بودم روزى اين خدمت را انجام دهم و به حكم " من جد وجد و من قرع بابا ولج ولج " در پى موضوع بودم تا شاهد مقصود را در آغوش گيرم . بدوا بسيار كوشا و جاهد بودم كه تاريخ طب كشورمان را در يك جلد تقديم خوانندگان و طالبين قرار دهم ، اما حوادث و انقلابات و امور شخصى و تدريسى و خدمتى مرا از اين منظور مانع گرديد . تا آنكه به سال‌هاى تحصيلى 1339 - 1338 و 1340 - 1339 كه بتدريس " تاريخ بيمارستانها " در كلاس مديريت بيمارستان جهت همكاران ، همچنين چندين سال در كلاس بهيارى وابسته به انجمن حمايت كودكان ( يونىسف ) و كلاس‌هاى وزارت بهدارى تدريس آئين پزشكى و تاريخ پرستارى مىكردم ، تصميم گرفتم آنچه در كلاس‌هاى بالا جهت دانشجويان گفته بودم ، بر صحيفه كاغذ بياورم ، بدين معنى كه علم الاخلاق يا آئين پزشكى و تاريخ بيمارستانها را يك‌جا چاپ كرده در دسترس دانشجويان دو كلاس بالا گذارم . ابتدا براى همين منظور شروع به چاپ كتاب شد و چنان كه ملاحظه مىگردد مقدمه و قسمت اول كتاب درباره آئين و سنت پزشكى و تاريخ بيمارستان‌ها و پرستارى است كه براى دو دسته دانشجويان كلاس‌هاى مديريت بيمارستان و بهيارى مىباشد . اما در سالهاى تحصيلى 1340 - 1341 و 1342 - 1341 طبق دعوت جناب آقاى دكتر احمد فرهاد رئيس دانشكده پزشكى تهران جهت ايراد سخنرانيهاى چندى در زمينه تاريخ طب براى دانشجويان