سيد محمد كاظم القزويني ( مترجم : لطيف راشدى / سعيد راشدى )
294
طب جامع امام صادق ( ع ) ( فارسى )
پايان « اى مفضل ! آنچه به تو ياد دادم ، بگير و حفظ كن و خداوند را شاكر باش و در برابر نعمتهايش او را حمد و سپاس گوى و از اوليايش ، فرمانبردار باش . مقدارى از علل آفرينش و دلايل تدبير و حكمت جهان را برايت شرح دادم . پس در مورد آن تدبر و تفكر نما . » مفضل گفت : « اى مولاى من ! به خواست الهى و به كمك و يارى شما چنين مىكنم . » سپس آن حضرت ، دستش را بر سينه او گذارد و فرمود : « به خواست خداوند حفظ كن و اگر خداوند بخواهد ، فراموش نمىكنى . » مفضل از هوش رفت و هنگامى كه به هوش آمد ، آن حضرت فرمود : « خودت را چگونه مىبينى ؟ » گفت : « با يارى اربابم و تأييد او در مورد آنچه نوشتم ، بىنياز شدم و گويى كه اين حقايق در برابر من است و از روى آنها مىخوانم . پس شكر و سپاس مخصوص مولايم است كه او شايسته اين است . » آن حضرت فرمود : « اى مفضل ! دلت را آزاد كن و ذهن ، عقل و آرامشت را جمع كن كه در آينده پيرامون ملكوت آسمانها و زمين و آفرينش شگفت در آنها و در مورد ملائكه و صفوف و مراتب آنها تا سدره المنته و آفرينش جن و انس تا زمين هفتم و آنچه در زير آن است ، برايت شرح خواهم داد . آن چيزهايى كه دانستى ، جزئى از آنها است و هر وقت مىخواهى به نزد ما بيا كه تو هم صحبت ما هستى . تو در نزد ما مقام بلندى دارى و مقام و منزلت تو در دل مومنان ، همچون آب براى تشنه است . تا زمانى كه به تو نگويم ، آنچه كه وعده دادم را مخواه . » مفضل گفت : در حالى از نزد مولايم امام صادق عليه السلام بيرون رفتم كه احدى چنين حالى را نداشت .