سيد محمد كاظم القزويني ( مترجم : لطيف راشدى / سعيد راشدى )

29

طب جامع امام صادق ( ع ) ( فارسى )

24 : ابن ابى يعفور گفت : دردهايى داشتم كه هرگاه شديد مىشد ، به اندازه يك قلپ شراب مىخوردم و دردم آرام مىشد ، نزد امام صادق عليه السلام رفتم و در مورد دردم به ايشان توضيح دادم و گفتم كه كمى شراب مىخورم تا دردم خوب شود . ايشان فرمود : « نخور . » ولى هنگامى كه به كوفه بازگشتم ، دردم دوباره برگشت و آرام نشد ، تا اينكه شراب خوردم و آرام شد . نزد امام صادق عليه السلام برگشتم و اين جريان را براى ايشان بازگو نمودم . ايشان به من فرمود : « اى ابن ابى يعفور ! شراب منوش كه حرام است و شيطان مراقب تو است كه اين كار را انجام دهى و اگر نخورى و او را مأيوس كنى ، از نزد تو مىرود . » هنگامى كه به كوفه بازگشتم ، دردم دوباره برگشت و زيادتر شد ، خانواده‌ام به نزدم آمدند و به آنها گفتم كه : « به خدا قسم ! قطره‌اى از آن را نمىخورم . خانواده‌اش مأيوس شدند . او هم از اين كار چشم‌پوشى كرد ، درحالىكه براى انجام ندادن آن قسمى نخورده بود . درد او چند روزى شدت گرفت ، ولى بعد از آن به لطف خداوند خوب شد و تا آخر عمرش در سلامت به سر برد . « 1 » 25 : حسن مطيب به امام صادق عليه السلام گفت : « مردى از اعراب هستم ، با طبابت آشنايى دارم و طبابت من به سبك عربى مىباشد و در مقابل كارى كه انجام مىدهم ، چيزى نمىگيرم . » ايشان فرمود : « اشكال ندارد . » گفتم : « ما دمل را مىشكافيم و داغ مىكنيم ؟ » ايشان فرمود : « اشكالى ندارد . » گفتم : « سم‌هاى اسمحيقون « 2 » و غاريقون را به مريض مىنوشانيم ؟ » فرمود : « اشكالى ندارد . » گفتم : چه بسا كه بميرد .

--> ( 1 ) . اختيار معرفهء الرجال ، ج 2 ، ص 516 و بحار ، ج 62 ، ص 85 . ( 2 ) . اسمحيقون : نوعى داروى گياهى است كه با آن درمان مىكنند . علامهء مجلسى در مرآة العقول فرموده : اين كلمه را در كتب طب و لغت نيافتم و آنچه يافتم ، معناى اسمحيقون عبارت است از دارويى مسهل براى سوادا و بلغم .