سيد محمد كاظم القزويني ( مترجم : لطيف راشدى / سعيد راشدى )

201

طب جامع امام صادق ( ع ) ( فارسى )

نقش نور و هوا در گوش و چشم « با اين اوصاف ، چيزهايى در ميان حسّ و محسوس قرار گرفته كه با بودن آنها ، حس احساس مىشود ، مثل : هوا و نور . چون اگر نورى نبود كه رنگ صورت را ظاهر كند ، چشم نمىتوانست آن را ببيند و همچنين اگر هوايى نبود كه صدا را به گوش برساند ، گوش ، صدا را نمىشنيد . پس با آنچه گفتم ، مانند خلقت حواس و محسوس و لوازم ادراك حس ، آيا تمام اين اعمال تصادفى است و تدبير و تقدير خالقى لطيف و خبير نيست ؟ » علت اينكه عده‌اى چشم ، گوش و عقل ندارند « اى مفضّل ! اوضاع و احوال كسى كه چشم براى ديدن ندارد را ببين و در مورد او فكر كن كه چگونه در كارهايش خلل ايجاد شده است . چنين فردى جلوى پايش را نمىبيند ، مقابلش را نمىبيند و رنگ‌ها را از هم تشخيص نمىدهد و فرق زشت و زيبا را نيز نمىفهمد ، اگر جلويش گودالى باشد ، نمىبيند و اگر دشمن با شمشير جلويش ايستاده باشد ، او را نمىشناسد ، چنين فردى نمىتواند بنويسد ، تجارت كند و زرگرى و ريخته‌گرى نمايد ، به‌طورى كه اگر ذهن و درك نداشته باشد ، همچون سنگى است كه سقوط مىكند . همچنين كسى كه گوش ندارد ، اكثر كارهايش مختل مىشود ، چون نمىتواند با كسى صحبت كند و از لذت گفتگو و شنيدن نغمه‌هاى دلربا و صداهاى گوش‌نواز محروم است . از خبرها و گفتگوهاى مردم اطلاعى ندارد . به‌طورى كه مانند يك انسان غايب يا مرده به حساب مىآيد ، درحالىكه او هم حاضر است و هم زنده . و كسى كه عقل ندارد ، همانند چهارپايان است و بلكه از حيوانات هم نادان‌تر و جاهل‌تر است . آيا نمىبينى كه براى انسان ، اعضا و جوارح و عقل آفريده شده تا خللى در كار او پيش نيايد و خلقت او كامل باشد . آيا اين