سيد احمد على خسروى
94
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
بمحض خروج از اين بدن عنصرى بعالم الواح نزول و اشياء و اشكالى در آنجا مشاهده و نبيطاسيا كه از شان او جذب صور مرئيّاتست جذب و بعد از بيدار شدن واقع را بدون تغيير به اين عالم عنصرى تحويل خواهد داد پس اگر تقرّبش به خدا بسيار بود عين واقع را در خواب مشاهده مىكند و اگر تقرّبش بمبدأ كم بود يا هيچ تقرّب و معرفتى نسبت بمبدأ نداشت از حال اصلى تغيير خواهد كرد به اين معنى كه روح خواب بيننده عين واقع را نخواهد ديد و قابليّت رؤيت مرئيّات آن عالم را نخواهد داشت بلكه برحسب معرفت و اعتقادات خود مىبيند و مىفهمد و به او مىفهمانند پس گاهى گرفتاريهاى اين عالم را در خواب مثل خوردن انگور مشاهده مىنمايد و حصول مراد را به سوار شدن اسب سفيد مىدانند و مار را دشمن حساب مىكنند پس به همين اشكال در خواب آنچه بر او بعدا واقع خواهد شد به او مىنمايند و بعضى اوقات بندگان نيكشرا به خوردن انگور در خواب گرفتاريها و مشقّت و ترس و خوفشان را مىنماياند و در اين مثال اخير متوجّه باشيد همچنانكه انگور لذيذ است گرفتاريها و سختيهاى اين دنيا در كام بندگانش لذيذ است به اين معنى خدا دوست دارد بنده مهموم و مظلوم را و در باطن امر اين لطف الهى است كه شامل آنها شده و اگر در ظاهر عين چيزى را كه در خواب مشاهده مىكند ديد وحى و الهامش مىگويند و اگر بطريق تشبيه و تعبير و يا ضدّ و يا بحسب اعتقادات خواب بيننده شد خواب تأويلدار گويند چنانچه در منظومه سبزوارى مىفرمايد . و منه ما وحيا صريحا استقرّ و منه ما الى التاوّل افتقر يعنى بعضى از خوابها است كه وحى صريح برقرار شده و بعضى از خوابها بسوى تأويل و تعبير محتاج شده است و ما از براى هريك از آنها مثالى مىزنيم تا بر خواننده كاملا مطلب روشن شود ان شاء الله تعالى