سيد احمد على خسروى
87
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
كه توقّف مىكند در او روح نفسانى ( روح نفسانى روحيست كه از طرف خدا به اين بدن مىرسد ) از استعمال كردن حواسّ ظاهره و حركات اراديّه را و نيز رجوع همان روحست بمبدأ بكليّه و امّا سبب خواب طبيعى پس آن قبض و خشك شدن منافذ روح و ظرفهاى آن و سرد شدن همان منافذ و ظرفها و روى يكديگر افتادن آنها و مانع شدن از نفوذ روح باعضاء در اثر طول حركتش به ظاهر و اشتغالش بحواس و حركات اراديّه مذكوره خسته و مايل بتوقّف در باطن گردد پس خواب عبارت از اين مذكور است و مؤلف سهل المنافع ابراهيم بن عبد الرحمن بن ابى بكر مىنويسد خواب ريحى است لطيف مىآيد از جلو دماغ و نمىرسد بقلب مگر به رسيدن و وصل بقلب آن را خواب گويند و شيخ الرئيس مىفرمايد زيادتى خواب از سردى و رطوبت و زيادى بيدارى از يبوست مزاج و حرارتست بخصوص اين كيفيّات در دماغ ( مغز سر ) باشند . قبلا ذكر شد كه روح و خون وقتى به ظاهر آيند باعث سردى باطن و اگر به باطن روند سبب سردى ظاهر خواهد شد پس در يقظه خون و روح به ظاهر آيند در استعمال حواس و حركات اراديّه مذكور لذا باطن سرد خواهد بود و نيز روح و خون گرمند پس طرفهاى آنها در بودن آنها گرم خواهد بود و خواب كليّتا زائل مىگرداند اصناف خستگيها و دفع مىكند خيالات دماغى را و مىبندد استفراغهاى بسيار را همچنانكه حركت بسيار مىكند مستعدّات براى سيلان را و نيز از شان خوابست اينكه قوّت دهد قوّه حيوانيّه باحتباس حرارت غريزيّه در باطن و سست مىگرداند قوّهء نفسانيه را به ترتيب مسالك روح نفسانى و ارخاء آن مسالك و چون خواب منع مىكند چيزى را كه بايد تحليل برود پس خواب بسيار باعث تكدّر روح مىگردد و امّا يقظه و او را