سيد احمد على خسروى
642
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در علاج بيرون امدن استخوانهاى قدم مشط پا باشد مجبر بايد كف پاى عليل را بالاى شىء كروى شكلى بگذارد مثل پشت جام مس و يا كف دست يا با كف پاشنهاش بفشارد به طرف مخالف طرفى كه بيرون آمده درحالىكه مىكشد كعب را تا در محل خود افتد اگر كعب بيرون آمده باشد و اگر استخوان زورقى يا نردى و يا غير اينها از استخوانهاى مشط بيرون آيد شناخته مىشوند به برآمدگى در طرفى كه مايل است استخوان و بگودى در طرف ديگر پس اگر از استخوان هاى رسغ باشد به همان طريق جا انداختن استخوان كعب است و اگر در استخوان هاى مشط پا شد آن هم بايد مجبر دست كشد اگر پستى و بلندى در آن استخوانها ظاهر گشته بايد بتوسط دست بر خلاف جائى كه بيرون آمده است بهر طرف و جهة باشد از جهات ( وجوه ) اربعه در محلّ خود رد نمايد و بهبندد و راه نرود تا محكم گردد و همچنين است اگر از استخوانهاى انگشتان پا از جاى خود بيرون آيد شناخته مىشود به پستى و بلندى در مفصل انگشت و علاجش مثل علاج انگشتان دست است چنانچه گذشت در شكستن استخوانهاى قدم امّا كعب و آن كعب پس از آنى كه مبرهن گرديد مقصود از قدم رسغ و مشط و اصابع رجل بود ( پا ) و پس از تشريح آن و ذكر خلع آن ( بيرون آمدن ) شروع مىكنيم بذكر شكستن استخوانهاى آن قدم و مىگوئيم اگر استخوان كعب شكست گرچه بجهة استداره و مسدّس بودن آن تقريبا و استحكام آن نمىشكند در اكثر پس اگر شكست مجبر و معالج موظّف است دقت نمايد و با دست كشيدن امتحان