سيد احمد على خسروى
58
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
عمل نمو نبات و حيوان و انسان لغو و وجود آنها از بين مىرود پس حرارت نور ركن دوم است سوّم خاك بالبديهه مىبينيم كه مآل هر شيئ از مخلوقات جسمى بعد از فناء به خاك است به اين معنى كه جزء آتش و آب و هواى آن بمبدأ خود رفته و جز خاك چيزى از آن باقى نخواهد بود پس حكم مىكنيم كه مبدأ خلقت انسان و حيوان خاك بوده كه مرجعش نيز بعد از فناء به خاك است همچنانكه استدلال مىكنيم به اين آيه و اذ قال ربّك للملائكة إنّى خالق بشرا من صلصال من حماء مسنون فاذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين . معنى تحت لفظى بدون شرح گفت پروردگار تو از براى ملئكه بهدرستى كه من خلقكنندهام آدمى را از گل سياه متعفّن گنديده سياه و چون كامل كردم خلقت او را و دميدم در او از روح خودم پس سجده كنيد مر او را و در جاى ديگر قرآن مىفرمايد خلقتنى من نار و خلقته من طين . يعنى آفريدى مرا از آتش و آفريدى او را از گل كه اين در جواب فرمايش خداوند متعال است كه بابليس مىفرمايد ما منعك الّا تكون مع السّاجدين چهارم آبست كه بالحسّ مىبينيم كه ترى و رطوبت هر چيزى بواسطهء آبست اگر آب نشد نموّى از براى شجر و نبات نخواهد بود پس بالضّروره سبب حيات انسان و حيوان آب خواهد بود و در سبب نموّ انسان و حيوان با آب يا غير آب اختلاف است ابتدا بقول خداوند متعال متمسك مىشويم كه مىفرمايد و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ يعنى قرار داديم از آب هر چيزى را زنده شكّى نيست كه آب سبب حيات هر ذىروح و صاحب نموّ است اما اطبّاء گفتهاند آب غذاى بدن نمىشود بلكه بدرقه مىكند طعام را پس اگر آب جزء بدن نمىشود بايد خاك يا هوا جزء بدن شود در اينجا بدلائلى چند كه مشعر بر مطلب باشد ايراد و جواب مىدهيم اول در نباتات مىگوئيم كه اگر در گلدانى