سيد احمد على خسروى

605

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در جاى خود رد كردن استخوان شكسته پوست سر را پس از آن محكم به‌بندند و اگر زخم بسيار و از گوشت سر كنده شده است بايد مشغول بمعالجه زخم گردند بمرهم داخليون اسود مذكور پس از معالجه زخم اگر استخوان محكم نشده باشد و از جاى خود بيرون رفته باشد و ممكن باشد بتوسط بستن در جاى خود قرار گيرد بايد او را در جاى خودش بتوسط دست رد كنند و محكم به‌بندند و امّا اگر زخم نداشته باشد بايد دست بكشند بالاى استخوان شكسته اگر خشخشه در آن يعنى صداى استخوان ظاهر باشد و يا از جاى خود حركت نمايد به اين طريق كه در وقت گوش گذاشتن و حركت دادن استخوان صدايش به گوش بيايد در چنين حال بايد با ماليدن دست بسيار ببيند يكى است استخوان شكسته يا بيشتر است معالج پس از فهميدن بمحلّ خود رد نمايد و محكم بايد به‌بندند تا بيرون نيايد و بماند تا محكم گردد و اگر تشخيص نداد بايد انقدر دست بكشد تا پستى و بلندى استخوان مساوى شده آن‌وقت به‌بندد با تنظيف لااقل بيست روز باز نكند و به همين طريقه و روية در تمام استخوانهاى سر مىتوان عمل نمود شكستن استخوان‌هاى صورت بدان كه بزرگ‌ترين استخوان‌هاى صورت استخوان فكّ اعلى است و شكستن آن نزديك‌تر است بحسّ تا ساير استخوان‌هاى صورت بجز فك اسفل كه اگر فك اسفل شكسته شود ظاهرتر است بشناختن پس اگر استخوان لحى اعلى شكسته شد يا هر دو