سيد احمد على خسروى
593
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در خزق و وخز است از مرداسنج و از سفيداب قلع از هريك دو مثقال و از روغن گل و پيه آبكرده از هريك پنج مثقال بسايند و مخلوط كنند و مرهم بسازند و چرب كنند آنجا كه ضرب رسيده است در خزق و وخز است و اين خزق و وخز نفود جسم حادّ صلب است در بدن و وخز بجسمى كه رقيق و كوچك باشد مىگويند و خزق بجسمى كه ضخيم باشد پس اين جسمى كه فروميرود به بدن يك وقت كوچك است و پس از كشيدن آن از بدن جايش به زودى بهم مىآيد و خوب مىشود در چنين صورت محتاج بذكر علاج آن نيستيم و امّا اگر بزرگ شد مثل ؟ ؟ ؟ شيرهائى كه معمول پيشينيان بوده است و معمول آنها اين بوده كه تيرها را نيشها و پرهائى كه سر آنها به طرف ته تير بوده براى آن قرار مىدادند بجهة قبل دشمن كه پس از فرورفتن به بدن بيرون آوردنش سخت باشد و گير كنند و بيرون نيايند لذا در اينگونه موارد بدستور آنية كه عنقريب ذكر مىشود عمل نمايند بدان كه راه بيرون آوردن تيغ يا تير يا سوزن يا چيزهاى ديگر از بدن اين است اگر داراى زوائد يا شعب يا برآمدگيهائى باشند كه در وقت بيرون كشيدن آن مانع از خروج آن باشد در چنين صورت بايد عضو شكافته شود تا بالاى زوائد آن تير و بيرون كشند و اگر داراى زوائد نشده اگر ممكن است با دست بملايمت بكشد و اگر ممكن نيست با آلت كشيد و يا با كلبتين بيرون آورند و بعضى موارد معمول قدماء بوده كه تير را بسم آلوده مىكردند در چنين حال