سيد احمد على خسروى
584
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در قوابض قويّه و اگر دهن شريان يا آورده بسته نشود به اين قوابض بايد داغ گذارند بدهن شريان و يا خياطة كنند دهن شريان را يعنى بدوزند اگر آشكار باشد و يابس بگذارند بدهن آن عروق و شرائين و اگر دهن رگ در داخل پوست و گوشت باشد بايد فتيله آلوده كنند از دواهاى قبضكننده و فروكنند در سوراخ زخم تا برسد بدهن شريان يا وريد و محكم بهبندند و از قوابض قوية اين است كه بگيرند از زيره و آهك مساوى بكوبند و از كهنه بيرون كنند بريزند بدهن رگ با زلو و از قبضكنندهاى نزف الدّم است ترياك و زاق و كندر و مازو و مورد و هسته انار و مويز نارين كرده و سرگين اسب نسوخته يا سوخته و شيره اينها و موى سوخته و خاكستر استخوان و خاكستر صدف غير مغسول و گلنار و كافور و جفت و اقاقيا و عدس و نيز بگيرند از عنزروت و صبر و مصطكى و خون سياوش مساوى خوب بكوبند و در نزف الدمهاى كود بفتيله آلوده كنند و فروكنند در زخم غائر و از اين قبضكنندهها است تنن ( جوهر مازو ) در تفرق اتصال عصب و اين تفرق اتصال عصب ( يعنى از هم جدا شدن ) و جراحات آن عصب سبب دردهاى بسيار بزرگ مىگردد و عارض مىكند تشنج و اختلاط عقل بجهة اتصال آن عصب بدماغ و با اين تفرق اتصال و جراحت آن مىباشد عطش و بيدارى و خشكى زبان و آسانتر علامات آن تبها است