سيد احمد على خسروى
546
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در بقيه جوششهاى عارضه بر بدن است من جملة از امراض كبارى بدن جوششهائى است كه به آنها بنات اللّيل مىگويند در شب ظاهر مىشوند شبهاى سرد بسيار خارش آن بيشتر مىگردد و علامتش اين است كه ابتداء خاريدن آن لذّت مىبرد صاحبش و پس از آن سوزش و درد مىگيرد و علاج اين پاك كردن بدن است اگر دموى باشد رگ زنند و يا حجامت كنند و اگر بلغمى باشد پاك كنند بدنهاى خودشان را از مادّة بلغمى بحبّ كبريتى و بسناى مكّى و عرق آورند بحمّامهاى گرم و بمالند به بدن در حمّام سدر و من جمله ثولولها است و اين ثوءلولها جوششهاى كوچكى است سخت و گرد و اين ثولول گاهى به طرف خارج مىآيد و به اين ورّو مىگويند و گاهى به طرف داخل مىرود و به اين ميخك مىگويند و علاج اينها اگر به طرف خارج آيند بايد با ريسمان بهبندند تا بيفتد و اگر چند عدد بودند بايد اسيد سولفوريك بزنند تا آنها را بسوزاند و بيفتد و اگر به داخل رفته باشد در بين پوست و گوشت بايد بتراشند آنها را با تيغ و بهبرند تا ريشه آنها بيرون آيد و اگر بريدن آنها ممكن نباشد علاج كنند باسيدسولفوريك يا اسيد نيتريك تا زخم شده و بيرون آيد بعد زخم آن را بمرهم داخليون مذكور علاج كنند و من جمله توثه است و اين توثه جوششهائى است كه در صورت ظاهر مىگردند در عمق آن و علاج اين اين است كه زنجار را با وازلين مخلوط كنند و بگذارند بالاى آنها تا خورده شوند و يا بسوزانند آنها را با اسيد سولفوريك و غيره و از امراض كنارى بدن بادشنام است و اين بادشنام سرخى منكرّى است كه ظاهر مىشود بر صورت و بر اطراف دست و پا