سيد احمد على خسروى
543
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در علاج اكلة و شقاقلوس بانداختن زلو در سرخيهاى زخم تا كشيده شود آن سرخى و يا حجامت كنند و بمالند از دواهاى جلّائه مثل كافور و زاج و گل ارمنى تا فساد آن بر طرف گردد و همچنين است اگر سرخى مايل بكبودى در عضو ظاهر گردد از غير زخم به همين طريقه بايد علاج نمود زيرا اينگونه سرخى اگر خون گرفته نشود عضو را سياه كرده و شقاقلوس مىگردد و اگر بتوسّط اين معالجه زخم علاج نشد و حس آن زايل شد آكله مىگردد اگر سياه نباشد و شقاقلوس مىگردد اگر سياه باشد و فرق آكله با شقاقلوس اين است كه شقاقلوس برنگ ذوقال مىگردد و خشك و لاغر مىگردد عضو و آكله زخمى است والاى ؟ ؟ ؟ ريشهها و گوشتهاى ريشهدار بىحس اما علاج آكلة اين است كه بهر عضو باشد بايد داغ كرد گوشتها و ريشههاى فاسد را با آلت مخصوص داغ به اين طريق كه در آتش گذارند تا سرخ شود و بگذارند بالاى گوشتهاى فاسد تا تماما سوخته شود و مكرّر كنند و اجزاء سالم را كه در كنار زخم واقع گرديده با خمير بپوشانند پس از آنى كه گوشتهاى بىحس ريخته شد و زخم سالم و يا حسّ ظاهر گشت علاج كنند بعلاج قروح غائره و اما علاج شقاقلوس و آن ابتدا كه ظاهر مىشود با سرخى و يا سياهى كوچك است بىحس و بايد داغ نمود بطريق آكله تا بتوسط داغ سرخى و سياهى كشيده شود و اگر بزرگ شد و به استخوان رسيد جز قطع علاجى از براى آن نيست و پس ؟ ؟ ؟ داغ كنند تا بيشتر تجاوز ننمايد تدبير كلى در جراحات احشاء