سيد احمد على خسروى

356

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

دبيله كبد اواسط تركيب رادع با محلّل و در آخر محلل صرف استعمال نمودن است با قوابض چنانچه ذكر شد رادع و محلل در اوائل اين كتاب و ذكر شد نيز منضج از ادوية در آن در دبيله كبد است و اين دبيله بنا بر آنچه از عبارات شيخ الاطباء ابو على سينا در كليات قانون مفهوم مىگردد اين است كه دبيله كبد ورم حارّى است كه تحليل نرود و شروع نمايد باينكه جمع گردد به اين معنى كه مادّه دموى از جريان طبيعى خود در آن عضو باز مانده و رو بجراحت رود و بعضى اين دبيله را گفته‌اند ورمى است كه دهن باز مىكند بسوراخ‌هاى متعدّده و بنابراين تعريف اخير اين‌گونه ورم را مردمان امروزه شيرپنجه مىگويند و بعضى كفكيرك مىنامند و علامت اين اولا اشتداد تب و درد و ساير اعراض حادثه است از اين دبيله پس حدوث قشعريرهاى مختلفه يعنى لرزهاى مختلفه و اينكه نمىتوانند صاحبان دبيله كبد بخوابند به طرف پشت تا وقتى كه مادّه جراحت شده و نرم گرديده درد و ساير اعراض ساكت مىگردد و وقتى كه منفجر شد يعنى شق شد و دهن باز كرد تكانى در مريض ظاهر شده و شكم آنان جراحت مخلوط با غائط كار مىكند و محلّ خروج آن مادة و محلّ خروج آن مادّه يا به طرف امعاء است پس باسهال خارج مىگردد و يا به طرف كليه است و به بول دفع مىشود و يا بفضاء واقع