سيد احمد على خسروى
352
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در علامات ورم كبد ؟ ؟ ؟ كرد است و نيست با ورم عضله اعراض كبدى و بحران ورم حدبه كبد برعاف است بخصوص در سوراخ بينى راست و يا به عرق و بول است و بحران ورم تقعير كبد مىباشد به عرق و يا باختلاف مرار يا قى و از علامات ورم حادّ كبد سياهى زبان است و در اورام بارده كبد تب نيست و نه عطش و نه سياهى زبان و ورم صلب كبد مىكشد و منتهى مىگردد باستسقاء چنانچه ذكر گرديد بدان كه عارض مىشود در ماساريقا ورم و اعراض اورام ماساريقا اخف از اورام كبد است پس وقتى ديدى در كبد آثار ورم نيست و آثار و علامات سدّة هم نيست وريدى براز كيلوسى شده است يعنى مانند آب كشك غليظ شده دليل است بر ورم ماساريقا به اين معنى كه نمىتواند كيلوس از معدة جذب شود بكبد و از معده بامعاء ريخته و با براز دفع مىشود در علاج ورم حارّ كبد است مخفى نماند در علاج ورم حار كبد بايد تقدم جسته شود بفصد برحسب قوّه مريض از رگ باسليق و در تعذّر از باسليق از اكحل و اگر از اكحل نيز فصد متعذّر شد از قيفال فصد نمايند و پس از فصد از رادع مذكور استعمال كنند در ناحيه كبد و معنى رادع چنانچه در اوائل اين كتاب ذكر شد تبريد و خنك كردن عضوى است كه مادّة گرمى متوجه آن عضو شده باشد مثل ضماد و ماليدن كافور با آب گشنيز و صندل در طرف كبد و همچنين مثل انداختن لواشكى كه ساخته شده باشد از اسفرزه و گل خطمى و بنفشه و نشاسته