سيد احمد على خسروى
329
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
ديسانطرى چهارم ردائت كليّه حال بدن و با سعى مريض اين تقاضا دفع و رفع نمىگردد و گاهى مقص و پيچش شكم باندازهاى مىشود كه مريض خوددارى نتوانسته براز مانند كف با ريح خارج مىشود و غائط خونآلوده مىباشد و گاهى اين زخم بغا نقراياى روده كشيده شده مريض هلاك مىگردد و قسم فردفرد سالم و بىخطر است و قسم وبائى در شهرهاى گرمسير و با خطر است در علاج ديسانطرى است گفتهاند اطباء جديده اگر خفيف شد اين ديسانطرى اكتفا كنند به خوردن لعابات مثل لعاب اسفرزه و بارهنگ و تلطيف غذا نمايند و از مشروبات ملائمه بخورند و غذاهاى نشاستهدار ميل كنند و سفيده تخم مرغ و نشاسته حقنه نمايند و در پيچش بسيار چند قطره لدانم در اماله اضافه نمايند و بمالند بالاى شكم لدانم با زهره گاو و اگر سبب احتباس ثفل باشد مليّن بدهند مثل منيزى بتدريج تا از روده ثفل خارج گردد و گفتهاند اگر آثار نزله معدى باشد مقيى بدهند مانند اپيكا و پس از قى آوردن مسهل خفيفى بدهند و انفع از همه مسهلها كلمل است در اينگونه مرض به اين طريق مسحوق يك گندم كلمل و خاكه قند را كمى ( 5 سانتىگرم ) 3 بسته نموده در بزرگها هريك ساعت يك بسته بخورند و طريق خوردن اپيكا اين است كه پانزده گندم آن را در سه وعده هر وعده بفاصله يك ساعت و اگر از حبّ اپيكا و كلمل بدهند مفيد خواهد بود و طريقه اين حبّ اين است كه بگيرند از