سيد احمد على خسروى

282

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در زحير است و پس از دفع مادة بلغمى از امعاء بخورانند به مريض از قوابض حارّة مثل مطبوخ انيسون و رازيانه كباب‌شده بانضمام با حبهاى افيونى و غذا دهند بكتّه و كشك و عدس و ماش و يا از مادّة صفراوى است و علاج آن پس از شناختن آن مواد صفراء از خروج آن با غائط و ساير علامات صفراء دفع آن صفراست بهليله خيسيده پس از صاف كردن ميل كنند و تبريد كنند و غذا دهند باجاسيّه و رمانيّة پس از دفع ماده و از اشربه بخورانند شربت ربّ انار اما زحير و سحج در زحير و سحج است از امراض امعاء زحير و سحج است و اين زحير حركتى است از روده مستقيم از براى دفع چيزى كه حبس شده است در آن و دفع نمىشود مگر چيز كمى بلغمى و يا رطوبى و علاجش اماله كردن است بدواهاى مليّن مثل بهمن پيچ ؟ ؟ ؟ و منجه و مرزنجوش از هريك دو مثقال و روغن بادام شيرين چهار مثقال پس از جوشانيدن صاف كنند و روغن بادام شيرين داخل كنند و اگر با خون باشد دو مثقال ريشه انجبار اضافه كنند و نيز بخورند از همين دواها تا قطع شود و غذا بخورانند به مريض از حريره بادام و گاهى محتاج مىشود باينكه اضافه كند به اين ادوية چهار مثقال از هليله زرد و اما سحج و اين انجرادى است كه در سطح داخلى امعاء ظاهر مىگردد و اين جارد يا مواد صفراوى و يا موادّ دموى حادّ است و يا صديدى است و يا مدّى است و يا دودى است كه منبعث مىشود از نفس امعاء و يا اين جارد از چيزى است كه فوق امعاء مىباشد پس مىگردد بسوى امعاء مثل اسهال طحالى و مرارى