سيد احمد على خسروى
267
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در معالجه قىء الدّم خونى است از كبد و غيره آن كبد از اعضاء بخصوص زمانى كه حبس شده باشد چيزى كه واجب است اينكه استفراغ شود از خون مثل حبس شدن خون بواسير و مثل حبس شدن خون عادت و اگر با اين قى الدّم تب شد پس آن فى الدّم ردىّ است و اگر اين قىء الدّم از خود معدة شد درد دارد در معدة مثل اينكه زخمى در معدة بوده باشد بعد قىء خون حادث گردد و يا از كبد و طحال ريخته شود و در اينها كه از كبد و طحال ريخته شود درد نيست و آن خونى كه از طحال ريخته شود سياهتر و عكر مىباشد در علاج قىء الدّم بدان كه علاج خون قى كردن ابتدا بايد ملاحظه سبب آن را نمود اگر از بسيار قى كردن باشد به اين معنى كه در اثر فشار قى قىء الدّم عارض گردد علاجش ابتدا تسكين قى است چنانچه گذشت و اگر از تعب عارضه از مسهل باشد بايد قطع اسهال كنند و اگر از رعاف حاصل شود به اين طريق كه از راه حلق داخل معدة شود ابتدا بايد دفع رعاف كرد بدستور ذكرشده و اگر از كبد شد علاج كبد نمايند چنانچه مىآيد و اگر از حبس خون عادت شد عادت را باز كنند بطريق آتية و يا از حس خون بواسير شد بواسير را بكشايند و اگر از زخم معدة شد علاج آن زخم كنند چنانچه