سيد احمد على خسروى

204

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

تمثيل در شناختن خفقان و گاهى متفاوت و گاهى متواتر و گاهى منتظم و گاهى مفقود بود و چون از مريض سؤال نمودم شما را چه مىشود با اشاره دست فهماندند كه قلبم گرفته است و سينه‌ام درد دارد و چون از كسان آن از تدبير ما تقدم آن سئول كردم همه غذاى آن مريض اكل اغذيه حارّه بوده و چون به زبان آن نگاه كردم خالى از بار زبان و دليل بر عدم امتلاء از رطوبات صفراء و بلغم بود قدرى از معجون مفرّح بارد مذكور به او دادم و كمى كه نزد او نشسته بودم مرض تخفيف پيدا كرده التهابش بر طرف گرديد ثانيا پس از رفع التهاب نبض او را ملاحظه نمودم ديدم عظيم است و در او هست از علامات و اجناس عشره خون و التهاب و عطش و نيز سؤال كردم شما عادت رگ زدن داشتيد فرمودند بلى ولى دو سال است كه آقايان دكتران مرا منع نموده‌اند از خون كم كردن و چون خوب احوال او را بررسى نمودم ديدم مصداق خفقان اين است و چون علائم خون در آن ظاهر است پس خفقان دموى است لذا فصد باسليق است نمودم و تبريد بالغ كردم و از مفرّح بارد مذكور خورانيدم حال مريض را تبديل بصحّت و مرض بر طرف گرديد و اگر در زبان مريض آثار امتلاء معدة و زبان بار داشت اگر علامات صفراء ظاهر بود مسهل و منضج صفراء بايد داد و اگر با پرى زبان آثار بلغم و يا سوداء در مريض بود بايد تنقيه بدن از آن خلط نمود چنانچه گذشت و نيز از علامات خفقان رطوبى اين است كه مريض خيال مىكند قلبش قلب مىشود در رطوبت با لين نبض و از علامات خفقان سوداوى در حال غير نوبه غم و وحشت است و اگر خفقان به زودى رفع شود و به زودى عارض گردد يعنى بكوچكتر سببى دليل بر رياح است بخصوص حشاء ؟ ؟ ؟ عارض گردد قبل از دفع مرض و اين خفقان از هر مرضى و آثارى ظاهر مىگردد بايد از مريض معالج سؤال نمايد كه چه شغلى دارد و در كدام شهر منزل دارد و در چه منزل فوقانى يا تحتانى منزل گرفته و چه غذائى را ادامه مىدهد پس اگر معالج