سيد احمد على خسروى

193

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در خفقان است بدان كه امراض قلب از سه نوع خارج نيست يا خفقان است زيرا بهر جزئى آفتى اين خفقان در قلب ظاهر خواهد شد و اگر اين خفقان شدّت نمايد غشى مىگردد و اگر غشى شدّت نمايد بموت فجاة خواهد كشيد و اسباب اينها همان اسباب موجوده در خفقان است از سود مزاجات مادّى و ساده و يا از آثار ظهور ورم و غيره و يا از ظاهر شدن رطوبات است بين قلب و خلاف آن اما خفقان و آن حركتى است اختلاجى عارض مىشود از براى قلب و سبب آن هر چيزى است كه اذيّت كند قلب را يا در نفس قلب و يا در غلاف آن و يا در اعضاء مجاوره آن و اين گاهى از مزاج ساده و گاهى مادّى و گاهى بمشاركت مرض ديگر مانند وجع فم معدة است كه وجع الفؤدش ناميده‌اند و شيخ الاطبّاء را بو على سينا در امراض قلب مىفرمايد هر ضعفى كه احداث كند در قلب ما دامى كه به آن بقيّة قوّه باشد يك نوع اضطرابى كه گويا دفع مىكند قلب از نفس خودش اذيّت را مىباشد خفقان پس زمانى كه بحدّ افراط برسد منتقل مىشود بغشى و زمانى شدّت كند غشى بمرگ مىكشاند و گاهى بجا آورده مىشود اين اعمال از سوء مزاجات ساده قلب و امّا ورم گرم در قلب پس آن ورم ما دامى كه شروع مىكند ظاهر مىكند خفقان پس غشى پس هلاك مىنمايد و ورم سرد نزديك مىشود از حال آن لكن آن ورم باز چه بسا مهلت بدهد نزديك و همينطور است انحلال فرد يعنى تفرق اتّصال و همچنين است سدّه‌ها كه مىباشند در مجارى