سيد احمد على خسروى
145
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
و اگر ديد بنيه مقتضى نيست و ناچار است از استعمال مسكّن پس در چنين حال لازمست استعمال مسكّنات و مقدّم داشتن بر ساير عمليّات زيرا اگر مسكّن استعمال ننمايند در اثر درد شديد خوف غش و هلاك مىباشد . مخفى نماند طبيب موظّف است زمانى كه جمع شوند دو مرض يا بيشتر در وظيفهء معالج زمانى جمع شوند دو مرض در اين موقع بايد معالج در علاج آنها امعان نظر نمايد به اين معنى كه اگر ديد يكى از ان دو علاج نمىشود نسبت به او صرفنظر و بعلاج ديگرى بپردازد چنانچه در سرطان و مطبقه مشاهده مىشود پس شروع بعلاج مطبقه كرده با سرطان مدارا نمايند و عمل بوصيّت شيخ الرئيس نموده باشند و اگر ديد يكى از ان امراض مزمن و ديگرى قصير المدّة است چنان كه در ورم و قروح پس علاج ورم را مقدّم داشته سپس بعد از ورم بعلاج زخم بپردازند و نيز اگر ديد يكى از آن دو سبب ديگرى است علاج مسبّب يعنى دوّمى را طرد و منع و بعلاج سبب كه منبأ و منشأ حدوث مرض دوّمست مبادرت كرده مانند سدّه در كبد و عروض حمّى كه تب باشد پس سدّه سبب است از براى عروض و حدوث تبّ لذا بر طبيب لازمست قبلا بدفع سدّه پرداخته اگرچه معالجه بادويه مسخنه مفتّحه باعث ازدياد تب خواهد شد بعلّت اينكه تا مسخّنى استعمال نشود تفتيح مسام نشده و رفع سدّه نگرديده زيرا هر مفتّح گرمست و مانند قرحه ريه و تب كه اوّلى سبب دوّميست و علاج اوّل بمخفّفات و دوّمى بمليّنات و مبرّداتست پس بر معالج لازمست كه قبلا علاج قرحه ريه نمايند بمخفّفات اگرچه مضرّ با تب باشد و اگر ديد دو مرض مجتمع يكى مرض و ديگرى عرض است مانند قولنج و درد شديد پس در اينجا هم دفع سبب مرض كه سدّه قولون باشد و هم تسكين درد كه عرض بر قولنج است لازمست اگر طبيب بدفع سبب پرداخت مريض بيچاره در اثر شدّت درد