سيد احمد على خسروى

134

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

بر عدم بيهوشى نيست بلكه بايد مريض را تكان داده و صدايش كرده و با او حرف زد و يا سوزن به بدنش فروبرد اگر جواب نداد دليل بر بيهوش بودن است و اگر در اين بين نفس مريض قطع شود و رنگ بپرد و سفيد گردد و نبض ساقط شود بايد فورا كلورفورم را از جلوى بينى برداشت اى بسا اگر ادامه پيدا كند سبب هلاكت شود . دستور به هوش اوردن اگر به هوش نيايد مريض در موقعى كه كلورفورم را از جلو بينى مريض قطع مىكنند در عرض دو دقيقه مريض به هوش خواهد آمد و بعضى اوقات مريض به هوش نمىآيد لذا محتاجند باستعمال ادويهء مثل اينكه سركه در بينى بچكانند و يا آمونياك قوى به بينى آنها بگيرند و بعضى اوقات بمالش دادن عضلات گردن و بازو و آب داغ گذاشتن بر ماهيچه و عضله هر دو پاى مريض محتاج مىگردند و گاهى زبان مريض را از دهنش بيرون مىآورند و اگر به اين عملها به هوش نيايند بايد چرخ الماس باعضاء آنها گذاشت . از ادويه مجرّبه براى به هوش آوردن كسانى كه بيهوش هستند اعم از اينكه از بخار كلورفورم باشد يا غير آن بايد مقدار نيم مثقال ( در 2 گرم ) از معجون بلادر را كوبيده داخل كمى آب گرم كنند بريزند دهن كسى كه بيهوش شده يا غش كرده تا در عرض 5 يا 10 دقيقه به هوش آيد و در زنهاى حامله كه در حال وضع حمل هستند حتّى الامكان نبايد ادويه مسكّنه و يا ادويه بيهوش‌كننده مانند اتر و كلورفورم استعمال كرد زيرا باعث ضعف اعضا و عضلات دافعه بدن و رحم مىگردند ولى اگر درد زائيدن شدّت كرد بايد بخار كلورفورم را بطور نوبه كم‌كم جلو بينى ضعيفه حامله گرفت تا تخفيفى در درد داده نه بيهوش كردند و بعضى از ادويهء بيهوشى كه معمول قدماء بوده فضلهء خرگوش است بدستورى كه در كتب اسرار نوشته شده . مسكّن درد رحم در نفاس از ادويهء مجرّبه به جهت تسكين درد در زنهائى كه وضع حمل نموده‌اند و عروق رحم آنها در اثر