سيد احمد على خسروى

111

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

به شناختن آن بذكر مبادى آن لذا عرض مىكنيم اشيائى چند كه بدن انسانى از آنها تركيب و حاصل شده و از مبادى شمرده شده‌اند اركان چهارگانه كه عبارتست از آب و باد و خاك و آتش و از تركيب اينها باهم مزاج حاصل خواهد شد و اوّل از امتزاج اركان در بدن انسانى اخلاط پيدا شده و از اوّل امتزاج اخلاط اعضاء بدن انسانى حاصل گرديده و اخلاط عبارتند از خون و صفرا و بلغم و سودا كه اطبّاء و دكترهاى امروزه به اينها اجزاء سيّاله مىگويند و خون را به خون و صفراء را بكلسترل و زرداب و بلغمرا برطوبة مخاطى نام نهاده‌اند و اعضاء حاصلهء از اخلاط بر دو قسمند يا مفردند و آن عضويست كه جزء او با كلّش شريك نباشد در اسم و تعريف مانند دماغ و قلب و كبد و كليه و غيره در اين كبد و دماغ و قلب قوى و ارواحيست امّا در دماغ ( مغز سر ) قوّه و روح نفسانيست كه حسّ و حركت بواسطهء آنها است و امّا در قلب پس در او قوّه و روح حيوانيست كه بواسطهء آنست حيات بدن و حركت غير ارادى قلب بواسطهء آن روح و قوّه است و امّا كبد در اوست قوّه و روح طبيعى كه بواسطهء آن قوّه و روح خون جريان و سيلان پيدا كرده و بقلب رسيده از آنجا به تمام اعضاء مىرسد و او را مبدأ تغذّى مىدانند و قلب را مبدأ حيات و دماغ را مبدأ حس و حركت گفته‌اند و اينها را امور طبيعيّه مىگويند و يكى ديگر از امور طبيعيّه افعالست در بدن انسانى و آن عبارتست از جذب و امساك و هضم و دفع پس امور طبيعيّه كه قدماء روى ان سوق مىكردند اين مذكوراتست چنان كه در اين شعر جمعست اركان مزاج خلط و اعضاء ارواح قوى بدان افعال . امّا قلب اول چيزيست كه خداوند متعال او را خلق كرده از اجزاء بدن انسانى و منشأ و مبناى حيوة و سبب گردش خونست در بدن و اين قلب همچنانكه شيخ الرّئيس مىفرمايد خلق شده است از گوشت قوى و بافته شده است در او