سيد جلال مصطفوى كاشانى

331

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

در نقاط مختلف بدن ، بىخوابى ، يبوست مزاج ، حساسيت و عصبانيت و تندخويى ، كمى حافظه ، ريزش موى سر ، احساس خستگى و كوفتگى بدن ، سستى و خونريزى لثه‌ها ، رعاف « 1 » ، كهير ، كم‌خونى ، بىحسى و كرختى دست و پا و . . . ولى بايد دانست كه همهء اين علايم در يك بيمار و در يك دفعه پيدا نمىشود ، بلكه به تفاوت ، بعضى از اين اختلالات در بعضى اشخاص بروز مىكند و هرچه شدت اختلالات كبدى بيشتر باشد ، تعداد اين عوارض و شدت آن‌ها بيشتر خواهد بود . خون اين قبيل اشخاص مملو از فضولاتى است كه از سوختن « 2 » ناقص قند پيدا مىشود ، از قبيل اسيد دياستيك ، اسيد بتا اكسى بوتيريك آستون ، اسيد دى اگزالاستيك و . . . كه هر كدام به‌منزلهء سمّى محسوب شده و باعث اختلالات گوناگون در اعضاى مختلف بدن مىشوند . ضمنا ، به عللى كه شرحش از حوصلهء اين مقاله خارج است ، ابتدا ، كلسترول ، سپس كلسيم موجود در خون و مايعات بدن در بافت‌ها ، رگ‌ها و مجارى داخلى بدن - كه مانند شاخه‌هاى بسيار ريزى در كبد ، طحال ، كليه و ساير احشاى بدن پراكنده‌اند - رسوب پيدا كرده و آن‌ها را تنگ و نيمه‌مسدود مىكند و مانع دفع فضولات از اين اعضا مىشوند ، تراكم اين فضولات باعث بزرگ و حجيم شدن اين احشا مىشود . اگر وريد بازوى اين قبيل بيماران را شكافته و قدرى خون خارج كنيم خواهيم ديد كه خون غليظ و سياه است و گاهى به زحمت از رگ خارج مىشود ، در اصطلاح پزشكان قديم ، مىگويند خون كثيف است ؛ كثيف بودن خون به دو معنى است ، يكى غليظ و سنگين بودن آن - چنان‌كه در فيزيك كلمهء تكاثف نسبى يا كثافت نسبى به اين معنى است كه مايعى در حجم معين ، سنگين‌تر از مايع ديگر است - و معنى ديگر كثيف بودن خون ، اين است كه داراى فضولات است و اين فضولات ، چنان‌كه گفتيم ، از سوختن ناقص مواد غذايى در بدن پيدا شده و سمّيت دارند و بايد از بدن خارج شوند .

--> ( 1 ) . خون‌دماغ ( 2 ) . [ در متن اصلى « احتراق » آمده است ] .