سيد جلال مصطفوى كاشانى
211
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
روانى دارد و شايد الزام مسلمان به نماز ، پنج بار در روز براى استفاده از همين عامل روانى باشد كه در اصلاح اخلاقى وى مؤثر و بهنفع جامعه خواهد بود ) . در مداركى كه دكتر ويل برايم فرستاده بود ، مطالبى نيز دربارهء نفوذ اسلام در بهداشت روانى بود . كمتر مذهبى را مىتوان يافت كه مانند اسلام توانسته باشد به اين كمال ، انسان را در اختيار گرفته باشد و بىشك اين عامل بسيار مهمى است در حفظ بهداشت روانى و توازن عقلانى . اين عامل در اسلام بيشتر از اعترافات مسيحيت صادق است زيرا ما كاتوليكها در جريان اعترافات به مسائل غير قابل حل برخورد مىكنيم كه در اسلام آنها حل شده است ( توضيح مجلهء روانپزشكى : در اسلام بنده و خداوند مستقيما بىواسطه در ارتباطاند و چون واسطهء انسانى فى ما بين وجود ندارد ، مسايل لا ينحلى پيدا نمىگردد ) . ضمن مطالعهء بهداشت روانى در اسلام ، بهعبارتى از قرآن برخوردم كه در اينجا نقل مىكنم : « حد اكثر رشد انسانى تابع تسليم مطلق او به خداوند است جسما ، نفسا و روحا » . احساس مىكنم كه نظر من چندان از نظر اسلام دور نيست و مشاهده مىكنم چگونه از فراز اختلافنظرهاى مذهبى ، ما پزشكان به سوى يك مفهوم عام از انسان كشيده مىشويم . عقيدهء باطنى من اين است كه خدا براى انسان نقشهاى دارد و زندگانى كردن طبق آن نقشهء سلامت است . پيدا كردن و كشف اين نقشه بسى دشوار است و نيز عقيده دارم كه سلسلهمراتبى در انسان وجود دارد كه به وسيلهء خداوند اداره مىشود . در اين موضوع ، همكارم دكتر استوكر ، بسيارى نوشتهها دارد كه روح و روان بر تن حكومت دارد و سلسلهمراتب بين اين سه موجود است . با همهء اينها ، قانون الهىاى وجود دارد كه انسان نمىتواند بىگزند از آن سرپيچد ، با همهء اينها ، انسان هر روز افزونتر از پيش قيدوبند طبيعت را مىشكند و آزاد از آن به سر مىبرد . عاشق آزادى است ، تا چه حد مىتواند آزاد باشد و در اين آزادى به كجا محدود خواهد شد ؟ پاسخ بدين سؤال كه بىنهايت مهم ولى هنوز دشوار است ، بسيار مورد توجه پروفسور ژارس از هامبورگ مىباشد . در مجلهء « درسهايى از مكتب اسلام » ، شمارهء 7 ، سال 15 ، مردادماه 1352 نيز ، در اين باره شمهاى از قول دانشمندان اروپا نقل شده است كه در اينجا به ذكر آن مىپردازيم : ويليام جيمز كه لقب پدر روانشناسى را به خود گرفته است مىگويد : « كسى كه به حقايق بزرگ و معنوى متكى است از تغييرات و تطورات مختصر و فراز و نشيبهاى دايمى و جارى