سيد جلال مصطفوى كاشانى

209

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

توانست قلب ، كليه و غدد جانوران را به وسيلهء جريان خون مصنوعى در آزمايشگاه زنده نگه دارد . در پايان زندگى كارل ، سمت رياست مؤسسه كارل را براى مطالعات بشرى به عهده داشت كه در خلال جنگ جهانى دوم در فرانسه ايجاد شده بود . دكتر الكسيس كارل در يكى از تأليفات خود به نام راه و رسم زندگى با عنوان احتياج به خداوند ، ليبراليسم و مذاهب چنين مىنويسد : نزديك به دو قرن است كه مذهب كم‌كم جاى خود را به آيين سود و علم داده است و از مدارس عمومى تبعيد شده و عملا از ياد رفته است . با وصف اين وضع نامساعد بعيد نيست كه مرده باشد . آدمى كوشش هميشگى خود را براى شناسايى جوهرهء معنوى اشيا دنبال مىكند و در همهء اعصار و تقريبا در همهء كشورها احتياج به پرستش را احساس كرده است . پرستش براى او تمايلى طبيعى نظير دوست داشتن است . اين جست‌وجوى خداوند محتملا نتيجه ضرورى ساختمان روانى ما است . اين نكته به سهولت قابل درك است كه در اجتماع امروزى نيز كه مخلوق علم و تكنولوژى است ، نياز به خداوند به شكل كم‌وبيش واضحى براى افراد آدمى باقى مانده است و هنگامى كه اين احتياج ارضا نشود ، همان‌طورىكه اغلب دربارهء امور جنسى اتفاق مىافتد ، منحرف مىگردد . نياز به خداوند با نيايش تظاهر مىكند ، نيايش يك فرياد عجز ، يك تقاضاى كمك ، يك سرود عشق است و فقط شامل كلماتى نيست كه معنايش را نمىفهميم . اثرش تقريبا هميشه ثابت است و چنان‌كه گويى خداوند به آدمى گوش مىدهد و جواب مستقيمى عطا مىكند ، حوادث غير منتظره‌اى اتفاق مىافتد . تعادل روحى برقرار مىشود و احساس انزوا ، ناتوانى و بىفايدگى تلاش‌هاى ما از ميان مىرود ، دنيا چهرهء خشن و ظالم خود را از دست مىدهد و مهربان مىشود و قدرت عجيبى از عمق وجود ما سر بالا مىكشد . نيايش به آدمى نيروى تحمل غم‌ها و مصائب را مىبخشد و هنگامى كه كلمات منطقى براى اميدوارى نمىتوان يافت ، انسان را اميدوار مىكند و قدرت ايستادگى در برابر حوادث بزرگ به او مىدهد . وجود خداوند بهتر از هر فرضيهء ديگرى اثرات نيايش و كيفيات عرفانى و حس مذهبى را تفسير مىكند . شرط عقل اين است كه نياز ربّانى خود را چون معرف خصيصه ساختمان روانى