سيد جلال مصطفوى كاشانى

188

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

باب پنجم : اندر تدبير كردن حاصل منفعت آنچه نافع است از اعراض نفسانى و دفع مضرّت آنچه مضر است و طبيبان اين را « طب روحانى » گويند . باب ششم : اندر آنكه هم‌چنان‌كه اعراض نفسانى اندر تن اثر كند تن اندر نفس اثر كند . 2 - يك نمونه از روان‌درمانى در ايران قديم در اينجا نمونه‌اى از روان‌درمانى كه يك پزشك ايرانى ، در زمان قديم انجام داده است ، ذكر مىشود . شيخ الرئيس ابو على سينا ، در كتاب مبداء و معاد ، در آخر فصل « امكان وجود » ، بعضى از امور مربوط به روان آدمى را ، كه به‌ندرت رخ مىدهد ، نقل مىكند و آن اينكه در زمان يكى از پادشاهان سامانى ، پزشك حاذق و دانشمندى در خدمت او به سر مىبرد و آن‌قدر مقرب درگاه بود كه به حرمسرا وارد مىشد و نبض بانوان حرم را مىگرفت . روزى با پادشاه در حرم نشسته بود ، در جايى كه هيچ مرد نامحرمى در آنجا نمىتوانست حضور داشته باشد ، پادشاه خوردنى خواست ، كنيزكان خوردنى آوردند . كنيزكى خوان‌سالار بود سينى طعام از سر برگرفت و خم شد و آن را بر زمين گذاشت و خواست كه صاف شود نتوانست و هم‌چنان خميده ماند ، پادشاه رو به پزشك كرد و گفت كه فى المجلس او را درمان بايد كرد ، پزشك چون به يقين مىدانست كه در چنين وضعى نمىتوان با درمان‌هاى دارويى سريعا نتيجه بگيرد و كنيزك را بهبود بخشد ، به روان‌درمانى متوسل شد و دستور داد چادرى را كه تمامى صورت و موهاى سر كنيزك را پوشانده بود و « مقنعه » ناميده مىشد ، از سر او برگرفتند ، كنيزك سخت خجل شد ولى هيجانى كه از اين امر در او رخ داد چندان نبود كه اثر بخشد ، پزشك دستور داد كه در حضور مجلسيان شلوار از پاى او پايين بكشند و عورت او را برهنه كنند ، كنيزك در لحظه‌اى كه مشغول انجام اين امر بودند آن‌چنان تكان روحى پيدا كرد كه مانند يك شوك برقى كه به مغز او بدهند اثر كرد و فورا راست بايستاد و سلامتى خود بازيافت و اگر آن پزشك غير از اين مىكرد و چنين نتيجه‌اى نمىگرفت به يقين از چشم پادشاه مىافتاد . اين واقعه را احمد بن على عروضى سمرقندى ، نويسنده چيره‌دست قرن ششم هجرى ، در كتاب چهار مقاله چنين آورده است :