سيد جلال مصطفوى كاشانى
186
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
استاد دكتر طريقتى و مطلب نظير آن به نقل از كتاب ذخيره خوارزمشاهى ، تأليف سيد اسماعيل جرجانى ، كه به زبان پارسى نهصد سال پيش تأليف شده است ، مبادرت مىورزيم . استاد دكتر طريقتى مىنويسد : رابطه روانشناسى با پزشكى : درگيرى و اشتغال روزافزونى كه دانشجوى پزشكى در حين تحصيل با علوم لابراتوارى پيدا مىكند ، سبب مىشود توجه وى از اين مسئله ، كه بيمار يك انسان است ، منحرف گردد و بيشتر با اينگونه آموزشها ، بدن انسان را به صورت يك ماشين فعال بشناسد . حتى در روانپزشكى هم ، اغلب به مسائل جسمانى ، به عنوان عامل بيمارىها و به معالجات دارويى توجه شده است « 1 » . خوشبختانه در دهههاى گذشته اهميت روانشناسى و رابطه آن با پزشكى بيشتر شناخته شده بهطورىكه در برنامههاى دانشكدههاى پزشكى جاى خاصى يافته و با شناخت بيشترى كه در زمينه طب روانتنى حاصل گرديده « 2 » توجه به روانشناسى و روانپزشكى بيشتر گرديده است . هر بيمارى جسمانى در افراد به هر اندازه كه از نظر روانى سالم باشند نه تنها باعث واكنشهاى روانى ثانوى مىشود ، بلكه در وضع روانى افراد خانواده بيمار هم اثر مىگذارد و اگر هرآينه بيمارى در مرحلهاى باشد كه شخص مبتلا مجبور به بسترى شدن در بيمارستان گردد ، واكنشهاى روانى وى كه ناشى از جدايى از خانواده و نرفتن سر كار و عوارض بيمارى است باعث استرسها و تنشهاى بيشترى مىگردد . هنگامى كه اين واكنشهاى روانى پيدا شد بدون شك حالات هيجانى و عاطفى بيمار تغيير خواهد كرد و بهطور ثانوى در شرايط جسمانى و اصل بيمارى تأثير خواهد گذاشت كه نتيجهاش طولانى شدن مدّت بيمارى يا وخيمتر شدن حال جسمانى شخص است . پيدايش اين حالت در برقرارى رابطه بين پزشك و بيمار ، و پزشك و بستگان بيمار اثر نامطلوب مىگذارد و اگر پزشك به اين تغييرات روانى توجه نكند بىترديد در معالجه بيمار و رابطه با او و بستگانش دچار اشكال
--> ( 1 ) . در كتاب تاريخ روانپزشكى ، تأليف F . G . Alexander و S . T . Selesmick ، چاپ 1972 ، صفحه 429 مىنويسد : « باوجود پيشرفتهاى عظيمى كه در بيوشيمى و فارماكولوژى پيدا شده ، مع هذا رواندرمانى بسيار اساسىتر از درمان بيمارىهاى روانى به وسيلهء داروهاى آرامبخش است » . ( 2 ) . استاد دكتر عبد الحسين ميرسپاسى ، در كتاب روانپزشكى ، چاپ 1341 شمسى ، صفحه 7 مىنويسد : « اخيرا در آمريكا نهضت جديدى به نام « پزشكى روانتنايى » پيدا شده است » و دكتر الكساندر ، در صفحه 415 ، كتاب تاريخ روانپزشكى مىنويسد : « موضوع پزشكى روانتنايى از سال 1939 كه روزنامه آمريكايى پزشكى روانتنايى تأسيس شد رسما پذيرفته گرديد » .