سيد جلال مصطفوى كاشانى
179
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
فرومىبرده و اين داروى بىهوشى به صورت مايع بوده و كاملا خواص كلرفرم را داشته است و آن را شيمىدانهاى قديم مىساختهاند . بعضى از گياهان خانوادهء بادمجانى ؛ مثل مهرگياه « 1 » داراى هيوسين ، هيوسيامين و اسكوپولامين هستند كه مخلوط با تركيبات افيونى و گياهان ديگر ، براى انجام اين امر به كار مىرفته است كه بعدا ، اروپاييان آن را به صورت آمپول اسكوپولامين مريض درآوردند . براى بىحسى موضعى نيز داروهايى در اختيار داشتند كه يكى از آنها موادى بوده كه بر اثر فعل و انفعالات شيميايى ، در محلى كه مىخواستند عمل كنند ، گازكربنيك توليد و موضع را بىحس مىكرده است . ثانيا ، اصولى كه جراحان قديم ايران براى انجام عمليات خود از آن پيروى مىكردند ، كاملا با موازين علمى منطبق بوده است و چون از طرفى علم كالبدشناسى ، فيزيولوژى ، پاتولوژى و اصول كلى علوم را بهاندازهء كافى مىدانستند و از طرف ديگر ، طى تجربيات طولانى به عواقب وخيم بعضى از اعمال جراحى پى برده بودند ، با نهايت دقت و احتياط ، به عمل مبادرت مىكردند و اكثر اوقات هم موفقيت كامل نصيب آنها مىشده است و اين مسئله ، بهكرّات مورد تأييد مورخان اروپا بوده و در كتب تاريخ جراحى منعكس است . 5 - 2 - مطالبى دربارهء دررفتگى لگن خاصره براى اينكه نمونهء كوچكى از اصول علمى قدما ، در عملهايى كه انجام مىدادهاند ، به دست دهيم و بر حضار محترم ، كه وارث مقام علمى دانشمندان قديم ايران هستند ، واضح گردد كه تا چه اندازه ما مرهون زحمات و تحقيقات پيشينيان هستيم و اروپاييان تا چه اندازه ، خوشهچين علم از خرمن معلومات قدما بودهاند ، چند جملهاى دربارهء « دررفتگى مفصل لگن خاصره » و انواع مختلف اين عارضه و علايم و معالجات آن عرض مىكنم . به عنوان مدرك ، مندرجات كتب پاتولوژى اكسترن ، تأليف پروفسور فورگ « 2 » و تراپوتيك ، تأليف ايملر « 3 » را با مندرجات كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى ، تأليف سيد اسماعيل جرجانى ، كه 850 سال قبل نوشته شده است مقايسه مىكنيم . در كتابهاى امروزى مىنويسند :
--> ( 1 ) . Mandragore ( 2 ) . Forgue ( 3 ) . Imlert