سيد جلال مصطفوى كاشانى

139

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

براى او سهل است و به‌همين‌جهت است كه من حكم مىكنم كه كبد كسى مريض است يا طحالش هرگاه فقط رنگش را مىبينم . البته بايد تصديق كرد كه تشخيص بيمارى ، فقط از رنگ بدن و چهره بيمار كار هركس نيست و علاوه بر تمرين و ممارست زياد ، هر قدر هوش و نبوغ و حذاقت پزشك بيشتر باشد در اين راه بيشتر موفق مىشود . ابن سينا پا را يك درجه بالاتر گذاشته و در كتاب قانون در شرح كليات بيمارىهاى كبد مىنويسد : منحصرا ، از رنگ لب مىتوان انواع بيمارىهاى كبد را تشخيص داد . در حال حاضر ، كه پزشكان دنيا از تمرين و ممارست در حواس پنجگانه خود به‌كلى غافل مانده‌اند ، اين‌چنين تشخيص‌هايى در نظر آن‌ها به افسانه شبيه‌تر است تا به حقيقت . زيرا پزشك امروزى عادت كرده است كه صرفا با كمك ابزارها و آزمايش‌هاى لابراتوارى و راديولوژى و ساير وسايل پاراكلينيك مرض را تشخيص بدهد ، نه به دستيارى حواس پنجگانه و مغز متفكر خود . مثلا در زمان ما اگر يك پزشك را به بالين بيمارى دعوت كنند كه چند روز است تب او قطع نمىشود آنچه كه معمول است و ما شواهد فراوان از آن داريم ، اين است كه در چنين موردى ، پزشك با يك معاينه سطحى و بدون دقت ، براى بيمار يك دستور عمومى و موقت مىدهد و براى تشخيص بيمارى دستور مىدهد كه خون بيمار را ( مثلا از لحاظ ويدال آزمايش كنند ) اگر جواب منفى بود و تيفوئيد يا پاراتيفوئيد A , B وجود نداشت ، آزمايش رايت و ويدال فليكس براى تب مالت و تيفوس و احتياطا فرمول لكوسيتر و ساير آزمايش‌هاى ديگر هم از او به عمل مىآيد . معمولا به حدى نسبت به آزمايش‌هاى آزمايشگاهى ايمان و اعتقاد وجود دارد كه منفى بودن آزمايش ويدال را به‌طور حتم ، با مبتلا نبودن بيمار به تيفوئيد يكسان مىدانند . گويا اين آزمايشگاه است كه بايد سرنوشت بيمار را از لحاظ تشخيص و درمان تعيين كند نه طبيب . واى به وقتىكه اين آزمايش‌ها همگى منفى بوده و يا صاحبان بيمار براى تشخيص بيمارى به چند آزمايشگاه مختلف مراجعه كنند و آن‌ها نتايج ضدونقيض بدهند كه در اين حال ، سرگردانى پزشك و صاحبان بيمار معلوم است تا چه اندازه خواهد بود . تازه ، اين مربوط به