سيد جلال مصطفوى كاشانى

128

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

مىشود ، به طور ماكروسكوپيك شرح داده و حقا بايد گفت كه اساس آسيب‌شناسى امروز همان است كه جالينوس در آن كتاب بيان كرده است ؛ توضيح آنكه در دايرهء المعارف علوم پزشكى « 1 » كه در اواخر قرن نوزدهم ميلادى ، در فرانسه به رياست دشامبر « 2 » و هفت‌صد دانشمند فرانسوى ديگر تهيه و تدوين شده است ، مىنويسد : كتاب آسيب‌شناسى جالينوس از قرن شانزدهم مسيحى مورد استفاده اروپاييان قرار گرفته و هرچه تحقيقات دانشمندان در اين رشته بيشتر مىشد استفاده‌هاى بيشترى از آن كتاب مىكردند ، چنان‌كه در زمان مورگان « 3 » ؛ يعنى ، اوايل قرن هيجدهم ، كتاب مزبور به منزلهء ستارهء درخشانى در آسمان علم جلوه‌گرى مىكرد ، حتى در اواخر قرن نوزدهم ارزش و اهميت آن به منتها درجه رسيد . رازى در كتاب حاوى كبير ، ضمن يادآورى از كتب مختلف پزشكى قديم ، از كتابى نام مىبرد به اسم تشريح الموتى ؛ يعنى ، كالبدشكافى و در آن كتاب ضايعات به وجود آمده از بيمارىها شرح داده شده و گويا ترجمه كتاب لوكيس افكتيس جالينوس بوده است . پزشكان قديم ايران در هر يك از بيمارىها ، ضايعات تشريحى مربوط به آن بيمارىها را به‌خوبى مىدانستند ، چنان‌كه مثلا در شرح بيمارى آسيت ( استسقا ) انسداد شاخه‌هاى ريز وريد باب داخل كبدى را كه يكى از عوامل بروز آسيت است شرح داده‌اند و نيز از كالبدشناسى ، فيزيولوژى ، مكانيسم فيزيوپاتولوژيك ، سميولوژى و ساير عواملى كه اطلاع از آن‌ها براى تشخيص بيمارىها لازم است معلومات صحيح داشته‌اند . همان‌طوركه ما امروز مىدانيم ، آنان نيز مىدانستند كه انسداد مجراى كلدوك ، بيمارى يرقان را به وجود مىآورد . اكنون مىخواهم ببينم پزشكان قديم ايران بيمارىها را چگونه تشخيص مىدادند و به عبارت ديگر چه اطلاعاتى در علامت‌شناسى داشته‌اند . آنچه دراين‌باره در آثار علمى آنان منعكس است ، اين است كه پزشكان قديم فقط به پرسش از بيماران و مشاهدات بالينى و معاينه‌هاى سطحى بدن پرداخته و براى انجام اين امر از حواس پنجگانه خود استفاده مىكردند و مشاهدات بالينى ، غالبا ، عبارت بود از معاينه بول

--> ( 1 ) . Dictionnaire encycloedique des sciences medicales ( 2 ) . Dechambre ( 3 ) . Morgagni