سيد جلال مصطفوى كاشانى
124
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
در كتابهاى امروزى ، مىنويسند پس از اينكه چرك سر باز كرد ، ورم كبد از بين رفته و تب قطع مىشود و حال بيمار سبك مىشود . در قانون مىنويسد : « وجد بذلك خفا و انحلالا من الثقل المحسوس » . يعنى ، سبكى در حال بيمار پيدا شده و سنگينى كه در كبد محسوس بود از بين مىرود . دربارهء محل دملهاى كبدى ، كتابهاى امروزى مىنويسند گاهى در سطح ظاهرى و گاهى دملها در اعماق كبد پيدا مىشوند ، در كتاب قانون نيز مىنويسد : الدبيله قد يكون غايره فى لحم الكبد و قد يكون الى ظاهرها و غير غايرهء . يعنى ، دمل كبد گاهى در عمق و در جرم كبد و گاهى در ظاهر آن است . در اينجا ، مشابهت لفظى كاملا به چشم مىخورد زيرا عبارت فرانسوى آن Dans Les ) ( parties centrales de la glande كه در دايرة المعارف علوم پزشكى ( جلد 39 ، ص 27 ) نوشته شده مطابق است با عبارت « قد يكون غايرهء فى لحم الكبد » و عبارت Tout a fait a ) ( la perpherie du foie با عبارت « و قد يكون الى ظاهرها » مطابقت دارد . عجيبتر و حيرتآورتر از همهء اينها ، مطالبى است كه ابن سينا دربارهء سرنوشت دملهاى كبدى در كتاب قانون ذكر كرده است و ما امروز مىدانيم كه بدون كالبدشكافى و علم آسيبشناسى ، اطلاع بر اين مطالب محال است . درحقيقت هر صفحه از فصول و ابواب مربوط به بيمارىشناسى كه در كتاب قانون شرح داده شده است ، نشان مىدهد كه ابن سينا از علم تشريح ، آسيبشناسى و وضع كليهء اعضاى بدن ، چه در حال سلامت و چه در حالات مختلف بيمارى ، اطلاع داشته و در مورد تشخيص امراض ، بهدرستى از اين معلومات استفاده مىكرده است . براى اينكه خوانندگان عزيز به اهميت اين موضوع پى ببرند كافى است كه از يك پزشك امروزى سرنوشت دملهاى كبدى را سؤال كنند . نيازى به توضيح نيست كه دملهاى كبدى نيز ، مثل عموم دملهاى چركى حالاتى را طى مىكنند و از خامى به پختگى رسيده ، بالأخره سرباز مىكنند .