سيد جلال مصطفوى كاشانى

78

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

دست به بخشش باز مىكرد و اين بود كه هم توانگرى بيش از اندازه نمىشد و هم بىچيزان از خوشىهاى زندگى بىبهره نمىشدند و كينه توانگران را به دل نمىگرفتند و مردم برادرانه با هم به سر مىبردند . اعتماد و اطمينان مردم به يكديگر ، به اندازه‌اى بود كه در تمام شهرها حتى شهرهاى بزرگ كه جمعيت هريك از آن‌ها به يك ميليون تن مىرسيد ، چند نفر به نام صرّاف ، كارهاى بانكى امروز را انجام داده و چرخ‌هاى اقتصادى كشور را به خوبى به گردش درمىآوردند . مثلا به‌طورى كه در مجله كانون بانك‌ها ، شماره مهر ماه 1350 ، صفحه 19 نوشته شده است : در دوره صفويه استفاده از بروات و سفته معمول بود و ديگر نيازى به حمل پول نقد نبود . براى نقل و انتقال پول از حواله‌هاى دستى و خطى استفاده مىشد . اين حواله‌ها به علت اعتماد فراوانى كه بين مردم ، به‌خصوص ، بين بازرگانان وجود داشت ، رواج كامل پيدا كرد و توسعه صرافى باعث رواج سندى به نام بيجك شد كه صرافان به وسيله آن وصول مبالغى را اعلام و تعهد مىكرده‌اند كه عند المطالبه يا به وعده كوتاه مسترد دارند به‌طورى كه اين سند در پاره‌اى از شهرهاى تجارتى ايران مانند مشهد ، تبريز و اصفهان يكى از وسايل مهم پرداخت گرديد زيرا اكثر معاملات با آن انجام مىشد و وسيله‌اى براى رفع مضيقه پولى به شمار مىآمد . در اين زمان براى صدور برات و بيجك و معاملات صرافى مقرراتى وجود نداشت و تنها عرف و عادت كه در طول زمان به وجود آمده بود . هم‌چنين اعتماد مردم به صرافان موجب شد بيجك كه به‌منزله اسكناس و از مشخصات رونق اقتصادى و صرافى اين دوره در ايران بود رواج پيدا كند . به‌علاوه ، صرافان با تنزيل بروات و سفته‌هاى تجارى براى مدت كوتاه و گاهى هم براى مدت‌هاى طويل به بازرگانان اعتبار مىدادند . اين بود زندگانى جوانمردانه كه پيشينيان ما داشته‌اند . هركس مىكوشيد كه نامش به نان‌دهى و خوان‌گسترى در رود و در دستگيرى بينوايان و