سيد جلال مصطفوى كاشانى

75

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

دقيقه يك سرقت و در هر 4 دقيقه يك حمله به وسيله باندهاى دزدان و در هر 8 ساعت يك قتل انجام مىگيرد ( روزنامه اطلاعات ، شماره 13680 ، 2 / 10 / 50 ) . آرى در چنين شرايطى و در چنين محيطى ، آيا نوع‌پرورى و فداكارى در راه ديگران و خدمت واقعى به جهان بشرى جز كلمات پوچ و مسخره چيز ديگرى ممكن است باشد ؟ اكنون خصايص اخلاقى ملت ايران را با سجاياى روحى ملل مغرب زمين مقايسه مىكنيم . ما آنچه از تاريخ ايران به ياد داريم اين است كه قبل از اسلام ، ملت ايران به كيش زرتشتى بودند و توده عمومى مردم پندار نيك ، گفتار نيك و رفتار نيك را شعار خود قرار داده بودند و در مردم آن زمان جز راستگويى ، نوع‌پرورى ، مهمان‌نوازى ، پاكى ، صفاى نيت ، دليرى ، شجاعت و ساير ملكات فاضله و صفات عالى انسانى چيزى ديده نمىشد . مذهب اسلام ، اين زمينه مساعد اخلاقى را پرمايه‌تر كرد و استحكام و انسجام بخشيد و هر فرد مسلمان ، به حكم آيين مقدس اسلام بر خود لازم و واجب مىشمرد كه اين دستور پيامبر بزرگ خود را : من اصبح و لم يهتمّ بامور المسلمين فليس بمسلم ؛ يعنى ؛ « هركس از همان صبحدم كه از خواب برمىخيزد ، اگر در كارهاى مسلمانان اهتمام نكند مسلمان نيست » سرمشق زندگى خويش قرار دهد و به آن عمل كند و چنان‌كه مىبينيم ، اين دستور قاطع و صريح ، جنبه‌هاى نوع‌پرورى و فداكارى در راه مردم و رحم و شفقت و دستگيرى از بينوايان را در افراد جامعه تقويت مىكرد و قرن‌ها اين صفات عالى انسانى جزء غريزه مردم ايران شده بود ، چنان‌كه جهانگردانى كه از اروپا به كشورهاى آسيايى سفر مىكردند در سياحت‌نامه خود صريحا به اين معنى اقرار كرده‌اند . از جمله ماركوپولو ، نخستين سياح اروپايى كه 700 سال پيش ، از ونيز ايتاليا به كشورهاى آسيا مسافرت كرد و در سياحت‌نامه خود از مهربانىها ، ميهمان‌نوازىها ، سخاوت طبع ، صدق ، صفا ، پاكدلى و ساير محسنات اخلاقى ايرانيان به حد ستايش