سيد جلال مصطفوى كاشانى

59

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

است واليوم نزد 239 بيمار از 260 نفر نتايج رضايت‌بخشى داشته است و اين بهبود چه در اختلالات پسيكوسوماتيك خالص و چه در بيمارىهاى عضوى كه با اين‌گونه اختلالات روانى همراه بوده‌اند مشاهده شده است . فقط در 6 نفر ايجاد كهير شده كه با قطع دارو از بين رفته و پس از اين كه مجددا دارو را تجويز كرده‌اند كهير ايجاد نگشته است ، بالاخره نويسنده ذكر كرده است كه در هيچ‌يك از موارد واليوم روى علايم بالينى و نتايج آزمايشگاهى اثر بدى نداشته است . آيا يك دانشجوى پزشكى يا يك پزشك از خواندن مقاله مزبور به حيرت و شگفتى نمىافتد و از خود نمىپرسد كه اگر مقالات كذايى مندرج در مجله سلامت فكر » و ماهنامه تندرست و روزنامه اخبار پزشكى ، مربوط به خطرات و زيان‌هاى فاحش داروهاى آرام‌بخش درست است ، ديگر اين مقاله چيست كه كوچك‌ترين خطرى و كمترين ضررى از داروهاى مزبور نشان نمىدهد ، اين تناقض‌گويى عجيب از چيست ؟ و آيا كسى هست بپرسد كه در اين همه داروهاى آرام‌بخش كه همه آن‌ها آثار و خواص مشابه دارند چرا فقط دربارهء ليبريوم و واليوم اين همه سنگ به سينه مىزنند و براى آن‌ها در مطبوعات علمى و غير علمى جهان و حتى در سمپوزيوم‌هاى جهانى « اضطراب » تبليغات مىكنند و مثلا دربارهء « سينكوان » ( از كارخانه فايزر ) كه آن‌هم يك داروى آرام‌بخش با خواصى عينا شبيه به ليبريوم و واليوم است ، اين‌چنين تبليغاتى به عمل نمىآيد ؟ آيا واليوم كه صد مرتبه شهرتش بيش از سينكوان است نفعش نيز صد مرتبه بيش‌تر است ؟ نه ، اين هر دو دارو نفع و ضررشان يكسان است ولى آن يكى نان شهرت جهانى خود را مىخورد و اين يكى گمنام باقى مانده است . يك موقع بود كه مىگفتند عطر آن است كه خود ببويد نه آن كه عطار بگويد حالا بايد گفت عطر آن است كه عطار بگويد ، نه آن كه خود ببويد .