سيد جلال مصطفوى كاشانى
55
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
نمىكنند تا آنجا كه مطلب در كتابهاى كلاسيك نيز آمده است : « بعد از پيدايش نورولپتيكها روانپزشكان درصدد برآمدند كه از اين داروها در درمان افسردگىها استفاده نمايند ولى نتيجه اين آزمايش ، رضايتبخش نبود زيرا علاوه بر اينكه نورولپتيكها در حالات افسردگى مفيد واقع نمىشود ، خود اين داروها ايجاد حالات افسردگى مىكنند » ( كتاب روانپزشكى تأليف دكتر ميرسپاسى ، ص 804 ، چاپ 1341 ) . ثالثا ، آقاى پروفسور پلتزشه براى اينكه موضوع بىاساسى را ، كه همانا اثر ضد افسردگى نورولپتيكها است به همه بقبولاند و حرف خود را به كرسى بنشاند ، ناچار شده است قلمبهگويى كند تا ديگران را با بيانات خود مسحور و مرعوب كند و به اين جهت گفته است : « اثر ضد افسردگى نورولپتيكها به علت انترفرانس اين مواد با سيستم آدرنرژيك است نه با سيستم كلينرژيك و نيز قطع سيستمهاى كلينرژيك مركزى جهت مشابهات ايمى پرامين است » . اين سخن ما را به ياد مقالهاى به قلم الكساندر كوهن با عنوان « اصول و روش قلمبهبافى علمى همه جا رواج دارد » مىاندازد كه ترجمهء آن در مجله روانپزشكى ، سال دوم ، شماره چهارم ، مهر 1349 ، چاپ شده و چند جمله از آن نقل مىشود : از آنجا كه اغلب مسايل مهم همين كه خوب فهميده شد ، نسبتا ساده است ، هر دانشمند جاهطلبى ، اگر بخواهد از افكار خويش دفاع كند ، نبايد به همكارانش وانمود كند كه ساده است ، بلكه آنچه بايد انجام دهد ، چاپ كردن مقالهاى چنان مبهم و دشوار است كه هيچكس از آن سر در نياورد ولى همه بتوانند آن را تجزيه و تحليل و از تبحر نويسنده تقدير كنند ؛ از جمله ، در يكى از مطبوعات علمى ، چنين نوشته شده است . « در نوروفيزيولوژى چنين مىخوانيم كه با اين مكانيسم بررسى يك عمل قهقرايى شيميايى مانند عمل اسيد گاما آمينوبوتيريك در مغز تفاوت موقت