سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
60
طب در دوره صفويه ( فارسى )
اغلب كتب خطى حاوى مطالبى دربارهء اين ماده مىباشند . عماد الدين نيز كتابى به نام « رساله پادزهر » دارد كه من آن را به انگليسى ترجمه كردهام اين ترجمه در The Annals Of Medical History در نيويورك به چاپ رسيده است بحث در اطراف پادزهر مهره را با نقل مطالبى از قربادين قاطع كه در سال 1052 در زمان سلطنت شاه صفى اول تاليف شده است به پايان مىرسانم و سپس به بحث در اطراف آخرين داروى مهمى كه در زمان صفويه رواج داشت مىپردازم : « بدانكه فادزهر خصوصا از شبانكاره به غايت عزيز و مستحق عزت است زيرا كه تقويت و حفظ حرارت غريزى مىكند و دفع ضرر سموم مشروبه و منهوشه مىنمايد و استعمال آن به جهت حفظ صحت جايز نيست مگر مشايخ مبرورين مراجرا ، و بهترين طريق استعمال دو طريق است اول آنكه مختار اكثر اطباى فارسى و عراقست و آن چنانست كه در سال اول يك دانگ فادزهر حيوانى را با ادويه كه مذكور مىگردد حب ساخته بلع نمايدند و در سال دوم دو دانگ و همچنين هر سال يك دانگ مىافزايند تا در سال ششم به يك مثقال مىرسد و بعد از آن زياد نمىبايد كرد زيرا كه زياده از يك مثقال از نوع فارسى آن اكثر اوقات مضرت مىرساند و بنده شخصى را ديدم كه هر سال از فادزهر هندى حيوانى مفردا هفت مثقال مىخورد و منتفع مىشد و اين امر بس عجيب است . صفت حب آنست كه هريك دانگ فادزهر ، دو عدد ورق طلا و چهار عدد ورق نقره و عنبر - الشهب و مشك خالص و لعل بدخشانى و زبرجد و ياقوت و مراواريد ناسفته از هركدام به وزن يك جو متوسط فادزهر را علىحده و جواهرات را علىحده در سنگ سماق به غايت نرم بسابند و با بقيهء اجزاء مخلوط ساخته در روى سنگ سماق همه را يكسره مخلوط نموده و سرشته حب نمايند و در سال اول سه عدد حب كرده در ماه اول بهار در وقتى كه برودت از هوا زايل شده باشد و حرارت غالب نگرديده هر سه حب را صبح بخورند و در سال دوم شش حب نموده و با آن نه حب كنند و هر روز سه حب را بلغ نمايند « 28 » . » يكى از وقايع مهم و قابل توجه دورهء صفويه بروز بيمارى نوظهورى در مرزهاى كشور بود و همزمان با آن داروى جديدى نيز پيدا شد كه شور و هيجان غريبى در محافل پزشكى به وجود آورد . داروئى كه جالينوس و ساير اطباى عهد باستان از آن بىاطلاع بودند بر مبناى نوشتههاى باقىمانده هيجان محافل طبى دورهء صفويه را پس از وقوف به وجود اين ماده مىتوان شبيه به واكنش و هيجان محافل پزشكى قرن بيستم پس از كشف سولفوناميدها دانست . بيمارى جديد سيفيليس بود و از آنجا كه خداوند متعال فرموده است ، هيچ بيمارى را
--> ( 28 ) - اين قسمت به جاى ترجمه از متن انگليسى عينا از روى كتاب منافع افضليه ( قربادين قاطع ) ، نسخه خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران استنساخ شده است . ( مترجم )