سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
54
طب در دوره صفويه ( فارسى )
و « درمانكننده غدد اندام تناسلى زن است » . در اين كتاب كه اصلا راجع به لذائذ جنسى است ترياك بزرگترين دشمن قواى جنسى قلمداد شده است . مهمترين رسالهاى كه در دوره صفويه راجع به ترياك نوشته شده است افيونيه عماد الدين است اين كتاب در زمان خود رواج زيادى داشت و هماكنون نيز نسخ خطى فراوان از آن وجود دارد . مطالب و نوشتههاى اين كتاب بر مبناى تجربيات شخصى نويسنده مىباشد و از اين نظر مىتوان آن را با كتاب « اعترافات يك نفر ترياكى » نوشته كوئنسى « 18 » مقايسه كرد . عماد الدين خود زمانى به ترياك معتاد بود و سپس خود را معالجه كرد . به نظر من كتاب افيونيه ارزش آن را دارد كه در اينجا مورد يك بررسى مختصر قرار بگيرد . اين كتاب شامل پانزده باب است و طبق معمول داراى مقدمهاى است كه در آن علت تاليف ذكر شده است . « . . . معلوم باشد كه طبقات ناس در زمان ما اكثر دو صنفاند « 19 » يكى آنكه در رد و منع و تقبيح و تهجين افيون آنقدر مبالغه مىكنند كه از ساير محرمات قبيحتر مىدانند بلكه احتراز از آن از انواع سموم مشروبه و ملزومه بيشتر مىكنند تا به حدى كه اگر مدتهاى مديد مبتلاى نزله و سرفه باشند از خشخاش احتراز مىكنند كه او را نسبتى با افيون است چه جاى افيون ، و گاه هست كه سالها اسهال دماغى كه از يك خوردن افيون يا تركيبى كه در آن افيون باشد بر طرف شود ، از آن امتناع نمايند و همچنين ساير علل كه افيون در آن نافعترين چيزى است كه خدا خلق كرده است قبول دارند و علاج به آن قبول ندارند صنفى ديگر آنكه على الدوام ارتكاب آن مىكنند و بىفايده به مرتبهاى كه اگر پشهء ايشان را بگزد افيون در علاج آن از ترياق فاروق در علاج گزيده افعى واجبتر دانند و پيوسته مترصد آن باشند كه حالتى واقع شود كه افيون را دافع آن دانند و هيچ مرضى از امراض نيست كه بيش از اين صنف علاج آن انفع نيست و صنف ثالث كه در انتفاع استعمال نمايند و در حين مضرت اجتناب كه نادر است بلكه معدوم . چون چنين بود و فقير محمود بن مسعود الطبيب احوال مردم عالم را بر اين منوال ديد خواست منافعى كه الله سبحانه و تعالى در اين دوا نهاده است و مردم را بر آن اطلاع داده بيان كند و مضارى كه تابع بعضى موجودات است كه در آن شر قليل است اظهار نمايند تا فريقين را تنبهى شود و از حد افراط و تفريط دور گردند و بوسط كه سراط مستقيم است مهمترى شوند و الله يهدى الحق و الى صراط مستقيم . » « 20 »
--> ( 18 ) - Quincy ( 19 ) - قاعدتا بايد « سه صنفاند » باشد . در متن انگليسى نيز سه صنف آمده است ( مترجم ) ( 20 ) - اين قسمت بجاى ترجمه از متن انگليسى عينا از روى نسخه خطى كتاب افيونيه ، متعلق به كتابخانه مركزى دانشگاه تهران استنساخ شده است . ( مترجم )