سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

40

طب در دوره صفويه ( فارسى )

كتب همه به زبان عربى هستند . و آنگاه با كمال تاسف اظهار داشته‌اند كه در بين مؤلفين ايرانى فقط دو نويسنده ارزشمند وجود دارد يكى انصارى است كه بيشتر به حاجى زين العطار مشهور است و ديگرى هم حكيم على گيلانى است . انصارى دو كتاب دربارهء داروها نوشته است كه يكى مفتاح الخزائن و ديگرى اختيارات بديعى نام دارد و از آنجا كه اين كتاب اخير به نام شاهزاده بديع الجمال شده است مىبايست متعلق به سال 770 باشد . اين كتاب در نوع خود از شهرت فراوان برخوردار است ، اما متعلق به سال‌هاى قبل از دورهء صفويه مىباشد . آنچه جالب است اين است كه مىبينيم پسر انصارى با عقيدهء « مومنين » درباره كتاب پدر خود توافق ندارد و اختيارات بديع را كتاب مهمى نمىداند . من در كتابخانهء آستان قدس رضوى به كتابى به نام تقطير داروها به قلم حسين بن العطار برخوردم كه مؤلف در مقدمهء آن ادعا كرده است پدرش كتابى به نام اختيارات بديع نوشته است . در اين كتاب اسامى داروها مخلوط و همراه با اشتباهات فراوان ذكر شده است . نفر دوم ، يعنى حكيم على گيلانى تقريبا معاصر « مؤمنين » بوده است . او ايران را به قصد هند ترك كرد و همان جا در سال 1018 وفات يافت . مورخين پزشكى او را از زمره نويسندگان طراز اول كتب پزشكى نمىدانند و جاى تعجب است كه « مومنين » او را هم‌طراز انصارى دانسته‌اند . با وجود اين حكيم على گيلانى از نظر پزشكى نقش مهمى در هندوستان ايفاء كرد و ما بعدا راجع به او گفتگوى مفصل‌ترى خواهيم داشت . بايد گفته شود كه « مؤمنين » با خوددارى از بردن نام ديگر ايرانيانى كه در رشتهء داروسازى صاحب‌نظر بودند ، جانب عدل و انصاف را رعايت نكرده‌اند چه براى مثال از نام اشخاصى چون ابو منصور موفق بن على هروى كه در حدود سال 360 كتابى در اين زمينه براى شاهزاده منصور سامانى نوشته است به سادگى درگذشته‌اند . كتاب ابو منصور قديمىترين كتاب يك نويسنده ايرانى است كه به دست ما رسيده و بطور كامل دربارهء دارو مىباشد و اينك فقط يك نسخه خطى از آن وجود دارد كه دروين نگاهدارى مىشود . در حال حاضر ارزش اين كتاب بيشتر به خاطر قدمت و منحصر به فرد بودنش است ، من تصور مىكنم كه مومنين از وجود يك چنين كتابى به كلى بىخبر بوده‌اند زيرا كتاب مزبور 700 سال قبل از ايشان نوشته شده و هيچ بعيد نيست كه در دورهء صفويه نيز نسخ آن فوق العاده معدود بوده است . اگر بتوانيم براى از قلم افتادن ابو منصور عذر و بهانه‌اى بتراشيم ، بطور حتم نمىتوانيم دليلى براى ذكر نشدن اسم سيد اسمعيل جرجانى ارائه بدهيم . همان‌طور كه مىدانيم كتاب دهم از ذخيرهء خوارزمشاهى اين پزشك عاليقدر تماما درباره داروها است و از نظر اهميت به هيچ وجه دست كمى از بخش مشابه خود در كتاب قانون كه از آن اسم برده شده است ندارد . نويسندگان تحفه المومنين هم‌چنين از بردن نام داروساز شهير دورهء صفويه مظفر بن محمد الحسينى ، معروف به حكيم شفائى صاحب كتاب طب شفائى يا قربادين شفائى نيز خوددارى كرده‌اند شفائى در سال 964 ، يعنى صد سال قبل از تحرير تحفه المومنين وفات يافت .