سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
30
طب در دوره صفويه ( فارسى )
بشوند . يكى از ايشان از خاندان رسول خدا است و به همين دليل نام وى با سيد شروع مىشود . پدر اين شخص سيد نور الدين على از كرك به ايران آمد و مورد اكرام فراوان شاه تهماسب اول قرار گرفت و در سال 961 وفات يافت . پسر نور الدين با دختر مجتهدى به نام شيخ على بن عبد العلى الاملى ازدواج كرد و از آن پس نام خانوادگى « داماد » يافت . پسر او محمد باقر مشهور به « ميرداماد » از طرف دربار شاه عباس كبير با آغوش باز پذيرفته شد و در دربار اين پادشاه بزرگ بود كه توانست استعدادهاى مختلف خود را بروز بدهد . او يك دوجين كتاب به نثر و كتابى هم به نظم نوشت كه برخى از آنها داراى امضاى اشراق است . اين شخص بيشتر يك انسان آزاده محسوب مىگشت زيرا دربارهء يكى از آثار او به نام صراط المستقيم يك منقد ادبى نوشته است « مسلمان نشنود كافر نبيند » مير داماد در سال 1041 وفات يافت . نفر سوم محمد باقر عليخان نام داشت كه پسر محمد حسين و پزشك شاه سليمان و جانشين وى شاه سلطان حسين بود اين شخص شرح مفصلى دربارهء داروهاى بيمارىهاى قلبى نوشته است كه حاوى يك مقدمه ، چهارده فصل و يك پاياننامه مىباشد ، و يك رساله هم به نام دستور العمل فى الحوميات دارد كه حاوى هشت باب است . در اين رساله اخير انواع تبها از جمله تب مطبقه و آبله شرح داده شدهاند . محمد باقر عليخان همچنين كتابى به نام مرآت الجمال نوشته است كه درباره زنان است و يك نسخه از آن در كتابخانهء دانشگاه كمبريج نگاهدارى مىشود . اين كتاب در سال 1262 در Lucknow چاپ سنگى شد و بخشهائى از آن توسط نويسندگان بعدى به كرات تكرار و رونويسى گرديد . در اينجا شايد لازم باشد كه از يك محمد باقر ديگر نيز نام برده شود . اين شخص در هندوستان مشهور گشت . پدر او نيز پزشك بود و در تبريز طبابت مىكرد . از اين شخص دو پسر باقى ماند كه هر دو پزشك شدند . يكى از ايشان مير قابل نام داشت و پزشك درباره شاه عباس كبير گرديد و ديگرى كه محمد باقر ناميده مىشد ابتدا در قزوين و پس از آن در اصفهان نزد « داماد » به تحصيل پرداخت و سپس به هندوستان مهاجرت كرد و پزشك وزير خان خانان و پس از او پزشك قلى قطب شاه حاكم گلكنده گرديد . يكى از كتابهاى اين شخص كه به دست ما رسيده است رسالهء شيافت و مراهيم نام دارد . از جمله ديگر كتب جالبى كه در اين دوره برشته تحرير درآمدند زاد المسافرين است . اين كتاب را نبايد با كتاب ديگرى به همين نام كه سالها پيش از آن توسط ناصرخسرو نوشته شده است و از نظر پزشكى اهميت زيادى ندارد اشتباه كرد . البته در بسيارى از كتب پزشكى معتبر فصلى به مسافرين اختصاص داده شده است اما كتاب زاد المسافرينى كه در زمان صفويه نوشته شده تماما درباره مسافرين است و در آن چگونگى حفظ سلامتى مسافر به هنگام مسافرت و بيمارىهائى كه معمولا به آن مبتلا مىگردد شرح داده شده است . اين كتاب ، بر خلاف اغلب كتب آن دوره براى شاه و يا يكى از بزرگان نوشته نشده است . مؤلف كتاب محمد مهدى بن علىتقى است و كتاب خود را براى يكى از دوستانش به نام ميرزا محمد اسد على كه ( اين روزها در جستجوى آنچه كه بهتر و جديدتر است مىباشد و به مسافرتهاى سريع عادت دارد و اغلب در حال رفت و آمد به شهرها و ديار مختلف است ) نوشته است . با تعريفى كه