سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

20

طب در دوره صفويه ( فارسى )

شمرده مىشد متاسفانه اين امكان وجود ندارد كه بتوان خلط مولد بيمارى را بدون خلط سالم از بدن خارج ساخت ، و به اين دليل براى مقدار خونى كه از يك نفر گرفته مىشد تا وجودش از خلط بيمار شده تصفيه گردد حدى وجود داشت ، و در اينجا بود كه دارودرمانى ضرورت پيدا مىكرد . به عبارت ديگر مقدار بيمارى كه پس از حد اكثر خونگيرى در بدن يك نفر باقى مىماند از طريق دارو درمانى درمان مىشد . اما از سوى ديگر اين كار نيز مشكلاتى به همراه داشت . همانطور كه هر بيمار و هر بيمارى واجد نوعى مزاج دانسته مىشد ، هر داروئى هم واجد ماهيت خاصى بود با اين تفاوت كه در اينجا هريك از ماهيت‌هاى چهارگانه گرم ، سرد ، مرطوب و يا خشك خود حالات فرعى ديگرى هم داشتند به اين ترتيب كه مىگفتند فلان دارو گرم درجه يك يا درجه دو و يا درجه سه است . اين درجه‌بندى موجب پيدايش تركيبات بيشمارى مىگرديد و لازم مىشد كه به بيمارى داروئى داده شود كه ماهيت آن متناسب با مزاج او باشد و اين امر كار پزشك را واقعا مشكل مىساخت . كسانى كه كتاب حاجى بابا را خوانده‌اند به ياد مىآورند كه چگونه يك پزشك اروپائى خواست قولنج بيمارى را كه ناشى از مصرف بيش از حد خيار بود با تجويز جيوه درمان كند و يك پزشك ايرانى دراين‌باره نظر داده است كه : « چه كسى تا به حال شنيده است كه جيوه هم دارو باشد ؟ جيوه سرد است و كاهو و خيار هم سرد هستند و نمىتوان يخ را با يخ آب كرد . نادان چه اطلاعى ممكن است از حرفه پزشكى داشته باشد » . اشكال كار وقتى بيشتر مىشد كه حتى اطباى تحصيل كرده محق به اخذ تصميم دربارهء ماهيت داروهاى سنتى كه تجويز مىكردند نبودند اما در مورد داروهائى كه بعدا عرضه شده بودند و نمىشد ماهيت آن‌ها را از روى نوشته‌هاى ابن سينا و يا جالينوس تعيين كرد ، اين كار به عهده خود اطبا واگذار مىشد تا تعيين كنند كه داروى مزبور داراى چه ماهيتى از چه درجه‌اى مىباشد . حكيم مؤمن در تحفه المومنين خود فصلى را به چگونگى انجام اين كار اختصاص داده است ، طبيعى است كه در اين مورد هميشه نظر واحدى وجود نداشت به نحوى كه افراد برجسته و صاحب صلاحيتى چون عماد الدين « 4 » و قاضى حموى « 5 » در مورد ماهيت ماده‌اى چون چوب چينى كه در آن ايام وارد صنعت داروسازى ايران شده بود باهم اختلاف داشتند . عماد الدين عقيده داشت كه چوب چينى گرم درجه يك و مرطوب است در حالى كه قاضى حموى نوشته است كه مخلوطى از سرد و گرم و خشك مىباشد . اين موضوع نيز براى پزشكان دورهء صفويه روشن بود كه برخى عوامل خارجى هم در تامين سلامت شخص مؤثر مىباشند . اين عوامل را شش عدد مىدانستند و آن‌ها را « سته ضروريه » مىناميدند اين عوامل ششگانه موضوع بحث‌هاى بسيارى قرار گرفته و نويسندگان متعدد راجع به آنها قلمفرسائى كرده‌اند ، و آنچه دراين‌باره نوشته شده است بيش از هر نوشته ديگرى از دورهء صفويه به نوشته‌هاى فيزيولوژيكى نزديك است .

--> ( 4 ) - عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى ( مترجم ) ( 5 ) - قاضى بن كاشف الدين حموى ( مترجم )