سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
325
طب در دوره صفويه ( فارسى )
« اين بيمارى عارضهاى است كه از به دو تولد دامنگير كودكان مىشود و نشانه آن گريهء بلند ، كابوسهاى شبانه و بيخوابى است ، حرارت بدن بيمار افزايش پيدا مىكند و از دهان وى بوى متعفنى به مشام مىرسد . علت ابتلاى به آن نوشيدن بيش از حد شير و درمانش تعديل در مقدار شيرى است كه مصرف مىشود » . جرجانى مىگويد اطباء بايد توجه داشته باشند كه هر حمله و صرعى ام الصبيان نيست و دقت در نشانههاى آن نهايت ضرورت را دارد - در مقابل محمد بن يوسف در بحر الجواهر اظهار مىدارد كه ام الصبيان نوعى صرع ناشى از زردآب است . محمد اعظم خان نيز در اكسير اعظم شرح مفصلى درباره اين بيمارى مىدهد و نظريهء محمد بن يوسف را مردود مىشمارد و مىگويد : « بسيارى از پزشكان بىاطلاع صرعهاى صفراوى را ام الصبيان ناميدهاند و تصور كردهاند كه تمام انواع صرع ناشى از صفرا است و بر اين قياس غلط ، روش درمانى ايشان با داروها و اغذيهء سرد موجب مرگ بسيارى گرديده است » . بهاء الدوله مىنويسد كه « ام الصبيان حمله بدون تشنج است و ابتلاى به آن و بهبودى يافتن از آن موجب مىگردد كه شخص ديگر به صرع مبتلى نشود و كسى كه هرگز به آن مبتلى نشده است در لحظه نزع از آن رنج خواهد برد » . به اين ترتيب آشكار مىگردد كه منظور پزشكان ايرانى از ام الصبيان ابتدا تشنج كودكان « 11 » به طور كلى بوده است ولى بعدا احتمالا به علت برخى بىدقتىها اين اسم براى هر نوع تشنجى در اطفال مخصوصا تشنجات ناشى از صرع هم به كار برده شده است و حتى برخى اوقات آن را به كابوسهاى شبانه كودكان نيز گفتهاند . رسالهء اطفال رازى در سال 919 هجرى قمرى در ونيز به چاپ رسيد و بلافاصله پس از آن نظر اطباى اروپائى به ام الصبيان جلب شد و دربارهء آن در كتب و رسالات خود مطالبى نوشتند ، براى مثال تولتوس « 12 » در سال 945 هجرى قمرى نوشت : « سه نوع بيمارى وجود دارد كه داراى عوارضى مشابه هستند : صرع ، تشنج موضعى و ام الصبيان و تفاوتشان فقط در شدت و ضعفشان است » و اوستريوس روباكوئنسيس « 13 » در سال 947 هجرى قمرى عنوان يكى از فصول كتاب خود را Epilepsia Graecis : Mother Puenorum Vulgo قرار داد . ريچارد جونز « 14 » نيز در همان سال در كتاب خود به نام تولد انسان مىنويسد : « گاهى اوقات كودكان به بيمارى مبتلى مىشوند كه آن را ام الصبيان مىنامند و نوعى تشنج است » . و سرانجام استيل « 15 » اظهار مىدارد كه اين عارضه همان Globus Hystericus است و به هر نوع تشنج هيستريكى اطلاق مىگردد و اين همان چيزى است كه شكسپير دربارهاش گفته است : آه كه چگونه اين بيمارى وجود مرا مىلرزاند ، * با تشنجى هيستريك ، و با غمى جانسوز بههرحال منظور از ام الصبيان هرچه بوده است ، در پزشكى مدرن توجهى به آن مبذول نگرديده است .
--> ( 11 ) - Infantile Convultion ( 12 ) - Toletus ( 13 ) - Austrius Rubeaquensis ( 14 ) - Richard Joans ( 15 ) - Still