سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

10

طب در دوره صفويه ( فارسى )

آنچه مسلم است اين است كه در موقع وفات شاه تهماسب ، حيدر ميرزا در قزوين زندانى بود و عده‌اى از طرفداران معدود او وى را پادشاه ناميدند و سعى كردند او را از زندان نجات بدهند ، اما عده‌اى از سرداران سپاه كه به خواستهء شاه تهماسب وفادار باقى مانده بودند كنترل اوضاع را در دست گرفتند و فرمان قتل فورى حيدر ميرزا را صادر كردند . با صدور اين فرمان ، حاكم قزوين كه از دوستان و طرفداران حيدر ميرزا بود مجبور به فرار شد ، اما به زودى دستگير و به فرمان اسمعيل ميرزا كه به سلطنت رسيده بود اعدام گرديد و متعاقب او تمام طرفداران حيدر ميرزا نيز به قتل رسيدند كه يكى از ايشان هم ميرزا ابو نصر حكيم بود . محبوبيت اين شخص از يك سو ، و جانبدارى وى از حيدر ميرزا از سوى ديگر صدور فرمان قتل او را مسجل ساخت . ابو نصر را در حالى كه در يك گرمخانه پنهان شده بود يافتند و به دستور شاه وى را قطعه‌قطعه كردند و قطعات بدن او را در حوض حياط محل اختفاى او ريختند . با وجود شايعاتى كه پس از مرگ شاه تهماسب رواج پيدا كرد ، و وقايعى كه رخ داد ، باز به يقين نمىتوان گفت كه اين پادشاه به قتل رسيده باشد و هيچ بعيد نيست كه به مرگ طبيعى وفات يافته باشد زيرا ما مىدانيم كه او در صرف شراب و ترياك به شدت افراط مىكرد . صفحات تاريخ ورق خوردند و سرانجام شاه عباس به سلطنت رسيد . اين پادشاه در سال‌هاى آخر عمر نسبت به فرزندان ذكور خود به شدت بدگمان شد و از چهار پسرى كه امكان داشت پس از وى به سلطنت برسند يكى را كشت ، يكى به مرگ طبيعى مرد ، و دو نفر ديگر را هم كور كرد و به اين ترتيب وقتى وفات يافت هيچ‌كس نبود تا جانشين وى بشود « 22 » و در نتيجه در گيلان كه هميشه يك ايالت ناآرام بود به سركردگى كسى كه داعيهء سلطنت در سر داشت انقلاب و آشوبى برپا گرديد ، اما اين بلوا خيلى زود سركوب شد و بزرگان مملكت سام ميرزا نوهء شاه عباس را به سلطنت رساندند ، و او با انتخاب اسم پدر خويش ، با عنوان شاه صفى اول تاجگذارى كرد . در آن موقع شاه صفى اول نوزده سال « 23 » داشت ، صورتش آبله‌رو بود و مىگفتند كه ختنه هم نشده است ، لذا اطرافيان اصرار كردند كه اين كار حتما بايد صورت بگيرد اما او به بهانهء اين كه ديگر خيلى بزرگ شده و نمىتواند اين درد عظيم را تحمل كند از انجام اين كار امتناع ورزيد . در ابتداى سلطنت اين شخص پزشكان به او توصيه كردند كه براى مقابله با مزاج سردش كه مصرف ترياك آن را تشديد كرده است مقدار زيادى شراب بنوشد . اما مصرف مشروب و ترياك فراوان سلامت شاه را سريعا مختل ساخت و موجب مرگ ناگهانى او در سن سى و دو سالگى ( 12 صفر 1052 ) به هنگامى كه در يك لشكركشى نظامى شركت كرده بود شد .

--> ( 22 ) - خودش سام ميرزا پسر صفى ميرزا را به جانشينى خود انتخاب كرده بود ( مترجم ) ( 23 ) - شاه صفى در آن موقع هفده سال داشت ( مترجم )