سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
280
طب در دوره صفويه ( فارسى )
آيه نظر ايشان را كه مىگويند جوهر حيات ، لختهء خون و گوشت بدن همه توسط خداوند به وجود مىآيد و هيچ انسانى حق منهدم كردن آنها را ندارد تائيد مىكند . از نظر كلى نظر فقها متوجه كسانى است كه زن باردارى را بدون اين كه خودش خواسته و يا متوجه باشد وادار به سقط جنين مىكنند ولى طبيعى است كه در برخى از مواقع مادر عالما عامدا اقدام به سقط جنين خود مىكند و در اين مورد ابو محمد غانم بغدادى در كتاب مجمع الضامنات مىگويد : « اگر زنى جنين خود را سقط كند كسى كه موجب اين جنايت شده است بايد خونبهاى آن را بپردازد و اگر چنين شخصى براى كار خطائى كه از زن سر زده است وجود ندارد خونبها بايد از اموال خود زن و طى يك سال پرداخت گردد و اين پول بايد به كسى پرداخت بشود كه اگر كودك به دنيا مىآمد از او ارث مىبرد ولى اگر زن اقدام به سقط جنين نكند و جنين خودش سقط بشود هيچ گناهى متوجه زن نيست » . يكى ديگر از فقها به نام مقدسى نيز مىگويد : « اگر زنى آزاد با خوردن دارو و يا انجام عمل ديگرى جنين خود را بدون اطلاع و رضايت شوهرش سقط كند بايد خونبها بپردازد زيرا هيچكس محق به كشتن كسى نيست » بيانات اين فقيه نشان مىدهد كه از نظر او بين سقط جنين قانونى و غير قانونى تفاوت وجود دارد . به اين ترتيب مىبينيم كه در كشورهاى اسلامى سقطجنين هرگز يك عمل كاملا اخلاقى به حساب نمىآمد ولى در عين حال يك جنايت نيز محسوب نمىشد و اين موضوعى است كه با گذشت ايام نيز به ثبوت مىرسد و ما مىبينيم كه در طول تاريخ هر قدر اخلاقيات بيشتر اهميت خود را از دست مىدهند تعداد سقط جنينها هم افزايش پيدا مىكنند در زمان حكومت خلفا كه مقررات مذهبى با شدت و تعصب به موقع اجرا گذارده مىشد سقط جنين فوق العاده به ندرت صورت مىگرفت در نتيجه پزشكان نيز توجه زيادى به آن مبذول نمىداشتند و مطالب زيادى در اين باره ننوشتهاند و ما نمىدانيم كه روش كار ايشان چگونه بوده است . با برچيده شدن بساط خلفا تغييرات شگرفى در اعتقادات مذهبى مسلمانان پيدا شد و تعبيرات فراوانى از احكام و مقررات مذهبى به عمل آمد كه در نتيجهء آن تعصبات مذهبى و اخلاقيات مفهوم سابق خود را از دست داد تا جائى كه مىبينيم در دورهء صفويه پزشكان هيچ اشكالى در اين نمىديدند كه راجع به سقط جنين مطالب لازم را به رشتهء تحرير دربياورند و يا در صورت لزوم دست به انجام اين كار بزنند و در كتب و رسالات پزشكى خويش روش عمل و داروهائى را كه مىتوانستند جنينهاى ناخواسته را ساقط كنند شرح مىدهند . شكى نيست كه سقط جنينها معمولا بدست ماماها صورت مىگرفت و پزشكان طراز اول نيز يا با اين كار مخالفتى نداشتند و يا مخالفتشان چندان جدى نبود . در آن ايام عقيدهء عمومى بر اين بود كه « حاملگى براى تامين سلامت زن ضرورت دارد كما اينكه در ماديان نيز چنين است » ولى در عين حال اعتقاد داشتند كه استفاده از اين امكان براى بهبودى حال زن حد و مرزى دارد و حد اكثر تعداد كودكانى كه يك زن مىبايست براى حفظ سلامتى خود به دنيا بياورد دوازده عدد است و زائد بر اين تعداد به جاى