سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

7

طب در دوره صفويه ( فارسى )

منجم‌باشى به شاه اطلاع داد كه واقعه‌اى ناگوار براى كسى كه بر تخت سلطنت نشسته است رخ خواهد داد و در نتيجه صلاح آن است كه شاه چند صباحى از اين سمت كناره‌گيرى كند و شخصى كه مستحق مرگ باشد جاى او را بگيرد تا بلايى كه از آسمان نازل مىگردد بر وى فرود آيد . اين توصيه مورد قبول قرار گرفت و يك زندانى محكوم به مرگ را سه روز پادشاه كردند و بر تخت نشاندند و پس از اين مدت او را گردن زدند . آنگاه شاه عباس دوباره بر تخت سلطنت جلوس كرد . در طى سال‌هاى مزبور بود كه هيات‌هايى به منظورهاى سياسى ، تجارى و يا مذهبى از اروپا به ايران آمدند و ما در بين ايشان به نام افراد معروفى از قبيل پيئترودلاواله « 14 » ، هربرت « 15 » اولئاريئوس « 16 » ، تاورنيه « 17 » ، شاردن « 18 » و غيره برمىخوريم و برخى از ايشان نوشته‌ها ، يادداشت‌ها و سفرنامه‌هائى از خود به جا گذاشته‌اند كه بعدها مورخان توانستند از روى آن‌ها تصوير روشنى از اصفهان آن دوره و نحوهء زندگى مردم در آن ايام به دست بياورند . براى مثال شاردن مىنويسد كه در زمان او ( اواسط قرن يازدهم ) محيط شهر اصفهان بالغ بر چهل كيلومتر بود و علاوه بر منازل مسكونى ، شصت و دو مسجد و چهل و هشت مدرسهء عالى ( يا دانشگاه كوچك ) داشت . او تصور نمىكرد كه جمعيت اين شهر بيش از لندن باشد ، اما مىگويد وسعت شهر چنان بود كه غلامى كه از نزد ارباب خود فرار كرده بود در طرف ديگر شهر دكانى باز كرد و سال‌ها بىاين كه شناخته شود به كسب پرداخت . شاه عباس علاوه بر اصفهان ، به شهرهاى ديگر كشور نيز توجه فراوان نشان مىداد به نحوى كه روستاييان ايران ( در اواخر دورهء قاجاريه ) تمام بناهاى خيلى قديمى را به حضرت سليمان و محل سكونت اجنه و تمام بناهاى نيمه قديمى را به شاه عباس نسبت مىدادند ، كه اين نسبت اخير چندان هم دور از حقيقت نبود . در توجه به ايالات و ولايات حتى ناحيه‌اى مثل مازندران كه در پشت سلسله جبال البرز قرار گرفته است نيز از نظر دور نماند و شاه عباس در آنجا نيز چند قصر و بناى معتبر ساخت كه در يكى از آن‌ها كه در شهر اشرف ( شاهى فعلى - مترجم ) هشت كيلومترى جنوب خليج استرآباد قرار داشت سر دودمور كاتن « 19 » سفير چارلز اول ( پادشاه انگلستان ) را به حضور پذيرفت و سرتوماس هربرت كه يكى از همراهان اين سفير بود دربارهء اين شرفيابى چنين مىنويسد : « در انتهاى سالن ، پادشاه ، كه مردم كشورش به او عشق مىورزند ، و در خارج از كشور شهرت فراوان دارد ، و از نظر دشمنانش مرد فوق العاده‌ايست ، نشسته بود » . در يكى ديگر از همين قصور بود كه شاه عباس در جمادى الثانى 1037 در سن 71 سالگى و در چهل و سومين سال سلطنت خود وفات يافت « 20 » .

--> ( 14 ) - Pietro Della Valle ( 15 ) - Herbert ( 16 ) - Olearius ( 17 ) - Tavernier ( 18 ) - Chardin ( 19 ) - Sir Dodmor Cotten ( 20 ) - اين سنوات هيچ‌كدام درست نيستند ، شاه عباس شب دوشنبه اول رمضان 978 در هرات به دنيا آمد ، در 18 سالگى سلطنت يافت ، و شب بيست و چهارم جمادى الاول 1038 جان سپرد . او 59 سال و دو ماه و 23 روز عمر كرد . ( مترجم )