سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
265
طب در دوره صفويه ( فارسى )
دست به اقدامات درمانى مىزدند ، و به اين منظور ابتدا بيمار را تنقيه مىكردند زيرا پائين افتادگى رحم اغلب همراه با بند آمدن ادرار و يبوست بود و « اگر يك راه باز و آزاد باشد ديگرى نيز باز مىشود وادار جريان پيدا مىكند » . پس از تنقيه و انجام گرفتن عمل دفع كار اصلى شروع مىشد . زن مىبايست طاقباز مىخوابيد و پاهاى خود را تا آنجا كه امكان داشت از هم باز مىكرد و سپس ماما يا پزشك با يك قطعه پارچه بافتهشده از پشم بز رحم را تا آنجا كه امكان داشت به عقب فشار مىداد و پس از آن يك قطعه پارچه پشم بز ديگر كه آن را به شيرهء اقاقيا و شراب دبش آغشته كرده بود روى دهانهء رحم قرار مىداد و بعد پارچه سوم را كه از همان جنس و آغشته به سركه بود روى دهانهء مهبل تا عظم عانه مىگذاشت و آنگاه بيمار به پهلو مىغلطيد و پاهاى خود را مىبست و رانهاى خود را تا آنجا كه امكان داشت به هم مىفشرد . پس از آن پزشك كمر و شكم بيمار را بادكش مىكرد . جرجانى گفته است كه بيمار فصد هم بايد بشود . از آنجا كه اعتقاد بر اين بود كه رحم على الاصول داراى نيروى ذاتى است و پيوسته در حال حركت مىباشد پس مىبايست كارى كرده مىشد تا حد اكثر ممكن به سمت بالا تغيير مكان بدهد و به اين منظور لازم بود كه زن موادى را كه بوى خوش داشتند استشمام كند تا موجب جلب رحم به سمت بالا بشود و به همين ترتيب مىبايست از استشمام بوهاى ناخوشآيند خوددارى كند زيرا ممكن بود كه موجب فرار رحم به سمت پائين و بازگشت آن به محل اول بگردد . يك چنين درمانى دو روز ادامه پيدا مىكرد و در روز سوم پارچهها را عوض مىكردند و محلول موثرترى به كار مىبردند و كمى بعد بيمار را در تشتى مملو از يك ماده غابض مىنشاندند و اين تمام كارى بود كه مىتوانستند انجام بدهند . بيمارىهاى اندامهاى تناسلى و پستانها كه مىبايست از راه جراحى درمان مىشدند چندان متعدد نبود و در راس آنها بالطبع سرطان قرار داشت . البته بايد توجه داشت كه يك چنين جراحى خيلى به ندرت صورت مىگرفت و من در بخش دوم اين كتاب به هنگام بحث در اطراف جراحىها ، راجع به غدد بدخيم صحبت كردم و مطالب گفته شده در آنجا شامل حال سرطان رحم نيز مىگردد . به علت وضع خاصى كه رحم از نظر امور جنسى داشت و حرمتى كه براى معاينهء اندامهاى تناسلى زن قائل بودند سرطان اين عضو تا زمانى كه كاملا پيشرفته نشده و غدهء آن خيلى بزرگ نشده بود جلب نظر نمىكرد ولى از آنجا كه در دوره صفويه امكان معاينه مجراى رحمى با استفاده از دستگاه اسپكولوم « 12 » امكان داشت اگر زن نسبت به معاينه خود روى موافقترى نشان مىداد ، مىشد آن را زودتر تشخيص داد .
--> ( 12 ) - Peculum