سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
3
طب در دوره صفويه ( فارسى )
او تاريخ و قدرت سلسلهء صفويه عملا آغاز گرديد . اين شهريار چند شهر را از دست عثمانىها رها ساخت و بعد از تقريبا پانزده سال سلطنت ، ظاهرا به دست يكى از اطرافيان خويش مسموم شده و در سال 930 پسرش شاه طهماسب جانشين وى گرديد . شاه طهماسب شيوهاى را در سلطنت پيش گرفت كه متاسفانه توسط اغلب كسانى كه بعد از او در اين سلسله به سلطنت رسيدند نيز مورد پيروى قرار گرفت . آنچه كه بيش از همه مورد توجه او قرار داشت زن و پول بود . وينچنزودگل الساندرى « 5 » سفير و نيز در دربار اين پادشاه دربارهء وى چنين مىنويسد : « زنان چنان بر كردار ، راى و عقيدهء اين پادشاه تسلط پيدا كردهاند كه مىنمايد وى را جادو و روحش را تسخير كردهاند . شاه اغلب اوقات خود را با ايشان مىگذراند و چهبسا كه در امور مهمهء مملكتى نيز با ايشان مشاوره مىكند . او براى اخذ تصميم به رمل و اسطرلاب متوسل مىشود و اگر شبى خواب ببيند شرح آن را مىنويسد و چنانچه روزى واقعهاى منطبق با يكى از اين خوابها رخ بدهد ، زنها آن را به خاطرش مىآورند و او را همپايهء ائمه قرار مىدهند و شاه از اين مداهنهگوئىها حد اكثر رضايت خاطر را پيدا مىكند . او زنان را دوست مىدارد و بىدريغ به ايشان جواهر و پول مىدهد ، اما اين زنها مجاز نيستند بدون اجازه شاه از حرم بيرون بروند . از بين اين زنان آنهائى كه داراى پسر هستند گاهى اوقات به بهانهء ديدن پسر خود از حرمسرا خارج مىشوند و من خود مادر سلطان مصطفى ميرزا را كه زنى كوچك جثه بود و كمتر از اندرون خارج مىشد ديدم كه در حالى كه مثل مردها بر اسب سوار بود اندكى از ظهر گذشته از كاخ خارج شد و چهار غلام و شش نوكر پياده همراهش بودند « 6 » » در آن زمان پايتخت امپراطورى ايران شهر تبريز بود ، اما از آنجا كه اين شهر در نزديكى تركيه قرار داشت ، شاه طهماسب ترجيح داد كه در قزوين زندگى كند . بقيه شهرهاى كشور مدتها بود كه قسمت اعظم مجد و شكوه گذشتهء خود را از دست داده بودند . ساختمانها نيمه مخروبه و زشت بودند و هيچ مدرسه ، مسجد و بيمارستانى ساخته نشده بود . بغداد را عثمانىها گرفته و يك قرن هرج و مرج و بىنظمى كشور را تا آستانهء انهدام كامل پيش برده بودند . شاه تهماسب پنجاه سال سلطنت كرد « 7 » و دومين پسر خود را كه اسمعيل نام داشت
--> ( 3 ) - شاه اسمعيل در ماه رجب 930 هجرى بيمار شد و در نوزدهم همان ماه در اثر بيمارى درگذشت ( مترجم ) ( 5 ) - Vincenzo Degl Alessandry ( 6 ) - اين مطالب درست نيست . در آغاز سلطنت چون شاه تهماسب طفل بود و 10 سال بيش نداشت وضع ايران شوريده و نابهسامان بود ، اما وقتى به سن 13 سالگى رسيد به رفع دشوارىها و آشوبها پرداخت و با ازبكها و عثمانىها جنگهاى سخت كرد و دست دشمنان را از تعرض و تجاوز كوتاه كرد ( مترجم ) ( 7 ) - پنجاه و سه سال و شش ماه و بيست روز سلطنت و شصت و چهار سال و يك ماه و بيست و پنج روز عمر كرد ( مترجم )